تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
با كمكِ جهاد با نفس ، به كامل‌ترين مراحل خودسازى ، دست يابند . براى اين افراد ، انجام واجبات و ترك محرّمات هيچ سختى و مشقتى ندارد . اگر انسان به اين مقام برسد ، ممكن است در مسير انجام واجبات و ترك محرّمات ، با برخى از سختىها و زيان‌هاى مادّى هم مواجه شود ؛ اما روحاً از انجام اوامر الهى ، دچار سختى و مشقت نمىشود ؛ بلكه فرمان‌هاى خداوند را به آسانى انجام مىدهد . اين مقام ، مرتبهء بالاترى از تقوا است . مرتبهء بالاترِ تقوا اين است كه انسان از انجام فرمان‌هاى الهى ، لذتِ نفسانى و معنوى ببرد . براى چنين شخصى ، نماز خواندن نه تنها مشكل نيست ، بلكه از خواندنِ نماز ، لذت هم مىبَرَد . شخصى كه به اين مرتبه از تقوا دست يافته ، از انجامِ هر يك از واجبات و تركِ هر يك از محرّمات ، لذت مىبرد . مىگويند : مرحوم سيد مرتضى رحمه الله همهء واجباتش را سه بار تكرار كرده است . يعنى يك بار واجباتِ خود را انجام داده است . سپس بار ديگر واجباتِ خود را تكرار كرده است . بعد از آن يك بار ديگر هم در يك وقتِ ديگر ، همهء واجباتش را به جا آورده است . مرحوم سيد مرتضى رحمه الله در بيان علتِ تكرار واجباتش چنين مىفرموده است : من از انجام دستورهاى الهى ، لذتِ معنوى و حظّ نفسانى مىبرم . من از روزه گرفتن لذت مىبرم . نماز شب خواندن ، نه تنها براى من سخت نيست ، بلكه من از نماز شب خواندن ، لذت مىبرم . مرحوم سيد مرتضى مىفرموده است : من از انجام همهء دستورهاى الهى لذت مىبرم . همچنان كه يك شخص گرسنه از خوردنِ يك غذاى مطبوع لذت مىبرد ، من هم از انجام دستورهاى الهى لذت مىبرم . وقتى يك آدم گرسنه غذاى مطبوعى مىخورد ، مشكل است كه بگويد من به خاطر خدا غذا مىخورم و در اين غذا خوردن ، قصدِ قربت مىكنم . به همين دليل ، من هم چون از انجام دستورهاى الهى لذت مىبرم ، در درست بودنِ قصد قربتِ خودم ، ترديد مىكنم . بنا بر اين واجباتِ شرعىِ خودم را تكرار مىكنم . پس ، بالاترين مرحلهء تقوا اين است كه انجام واجبات و تركِ محرّمات الهى نه تنها هيچ سختى و فشارى بر انسان وارد نكند ، بلكه انسان از انجام دستورهاى الهى لذتِ معنوى هم ببرد . امروز به مناسبتِ سيزدهم آبان ، در بارهء استكبار ، صحبت مىكنم . قرآن كريم ، كتابِ هدايت است . هدايتگرِ امت‌ها است . اين كتاب شريف براى موضوع استكبار ، اهميت فراوانى قائل شده است و در آياتِ فراوانى در سوره‌هاى مكّى و مدنى در بارهء استكبار سخن گفته است . در بسيارى از آيات قرآن شريف ، استضعاف در برابر استكبار ، قرار داده شده است . انسان وقتى در موارد استكبار دقت مىكند ، متوجه مىشود كه استكبار يك عمل نيست ؛ يك تفكر و منش است . استكبار يك منشِ ريشه‌دارِ عميق است كه ريشه در روح و قلبِ انسان دارد . شايد بيشتر مردم بذر استكبار را در قلب خود داشته باشند تا هنگامى كه در شرايط مساعد و مناسب ، اين بذر رشد كند و انسان را تبديل به يك شخصِ مستكبر نمايد . بنا بر اين اگر بخواهيم در بارهء استكبار فكر و بررسى كنيم ، نبايد با گفتنِ حرف‌هاى سطحى از كنارِ آن رد شويم ؛ بلكه بايد در بارهء استكبار ، يك كار علمى انجام دهيم . بايد هويت استكبار ، آثار شوم استكبار ، نقشه‌هاى شوم استكبار براى اشخاص و جامعه‌ها و
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 489 | السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي