بنده هميشه در يادِ مردم باشم ؟ !
من هر گاه به يادِ عظمت روحىِ حضرت امام مىافتم ، بسيار تكان مىخورم . بعضى اوقات ، ايشان به طور عادى سخن مىگفتند ، اما حرفهايشان تأثير بسيار عميقى در انسان مىگذاشت .
يكى از خاطراتى كه من از امام دارم و اثر بسيار عميقى در روحِ من گذاشته ، اين است كه شبى در خدمتِ ايشان بوديم . نام برخى افراد به ميان آمد . بعضى از افرادى كه حضور داشتند ، خدمتِ حضرت امام عرض كردند كه :
آقا ! اين افرادْ نظام را قبول ندارند .
حضرت امام فرمودند : خير ، اينها نظام را قبول دارند ؛ شما را قبول ندارند . به امام عرض كردند : آقا ! ما كى هستيم . اينها شما را قبول ندارند . گويندهء اين حرف ، راست هم مىگفت ؛ زيرا اشخاص مورد بحث ، حضرت امام را قبول نداشتند .
خواهش مىكنم به جوابِ حضرت امام با دقت گوش كنيد . حضرت امام خيلى عادى فرمود : خوب ، قبول نداشته باشند . مگر من جزء اصول دين هستم ؟ !
خدا را گواه مىگيرم كه من از اين عظمتِ روحىِ حضرت امام بر خود لرزيدم . با خود گفتم : او كجا است و ما كجاييم . او چگونه فكر مىكند و ما چگونه !
در ابتداى انقلابْ ضرورى بود كه انقلاب تمام نيروهايش را به ميدان بياورد . امام پيشتاز بود و پشتِ سرِ ايشان گروهها و افراد مختلف مانند مطهرىها ، بهشتىها ، طالقانىها ، باهنرها ، مفتحها ، منتظرىها ، على غفورىها و على تهرانىها بودند . در اين دوره ، من هم جزو سياهى لشكر بودم .
در سالهاى اولِ انقلاب ، لازم بود همه به ميدان بيايند ، تا هر كس گوشهاى از بارِ انقلاب را بر دوش بگيرد . از ميان پيشتازان انقلاب گروهى شهيد شدند و تاجِ پر افتخار شهادت بر سر نهادند .
گروهى از آنها هم به دلايل مختلف ، از اواسطِ راه از پيشتازىِ انقلاب عقب ماندند .
گروهى از آنها ، به فضل پروردگار هنوز زنده هستند و مشغول خدمت به مسلمانان مىباشند . انشاءالله خداوند وجود آنها را از همهء آسيبها حفظ كند . در اين ميان ، من از كسانى بودم كه به حكمِ ضرورتْ وارد ميدانِ قبولِ پُستِ مسئوليتهاى اجتماعى شدم .
به ياد دارم كه در پاريس از حضرت امام پرسيدم : آيا شما كه به ايران تشريف مىبريد و مىخواهيد نظام جديدى تأسيس كنيد ، آيا خودتان رياستِ حكومت را در دست مىگيريد ؟ امام فرمودند : خير ، من مىخواهم به قم بروم و طلبگى كنم .
اين مطلبى را كه از حضرت امام برايتان نقل كردم ، جزو مطالبى نيست كه حضرت امام فرمودهاند : اگر از من نقل كردند ، قبول نكنيد ؛ زيرا اين مطلب در زمانِ حضرت امام هم منتشر شد و ايشان انكار نكردند .
هنگامى كه امام به ايران تشريف آوردند ، همگىِ شما به ياد داريد كه ايشان در ابتدا در تقسيمِ پُستها و منصبها ، چندان توجهى به روحانيون نمىكردند ؛ بلكه غير روحانيون را براى مسئوليتهاى مختلفْ نصب مىكردند .
اما در عملْ شرايطى پيش آمد كه حضرت امام مجبور شدند تعداى از روحانيون را در منصبهاى حكومتى وارد كنند و برخى از مسئوليتهاى حكومتى را به آنها بسپارند .
اكنون با تغييرِ آن شرايط ، اگر نيروهاى فعال ، با نشاط ، با كارآيىِ خوب و پر تحركى پيدا شدند كه همان مسئوليتها را به خوبى به عهده بگيرند ، آيا اشكالى دارد كه هر كس ، كار انتخابىِ خودش را انجام بدهد ؟ !
پيرامونِ رفتنِ من از تهران به قم ، شايعاتى وجود دارد . اگر شما چيزى از شايعات را شنيديد ، بدانيد كه همهء آنها دروغ و
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 477
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٤٧٧