تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
من اشاره‌اى به « ميزان و معيار تشخيص حاكميتِ تقوا بر افراد يك جامعه » مىكنم . ما معتقديم كه ايمان و تقوا مشكلات بشر را حل مىكند . بنا بر اين ، اگر در جامعه‌اى ، ديديم كه مشكلاتش حل نشده است ، بلكه رو به افزايش است ، آيا مىتوانيم بگوييم كه در اين جامعه ، ايمان و تقوا ضعيف است ؟ آيا ممكن است در چنين جامعه‌اى تقوا بر افراد جامعه حاكم باشد اما نتوانسته باشد مشكلات زندگىِ آنها را حل كند ؟ آيا آن اصلى كه ما در بارهء آثار تقوا اعتقاد داريم ، در اين جامعه ، استثنا خورده است . اگر اين درست است كه تقوا ، مشكلات زندگى بشر را حل مىكند ، آيا عكسِ آن هم درست است ؟ نقيض آن چطور ؟ عكس نقيضِ آن چطور ؟ آيا ممكن است كه جامعه‌اى مؤمن و مذهبى باشد اما آمار جنايات و تخلفاتش بالا باشد ؟ آيا ممكن است كه در يك جامعهء مؤمنْ تورم ، فساد ، گرانفروشى ، قاچاق ، جنايات مختلف ، مواد مخدر ، فحشا و منكرات وجود داشته باشد و براى بر طرف كردنِ آنها ، دست به هر كارى بزنند اما نتوانند اين مشكلات را حل كنند ؟ آيا ممكن است كه يك جامعهء مؤمن و با تقوا در گردابِ چنين مشكلاتى دست و پا بزند ؟ آيا از وجود اين مشكلات در ميان مردم ، مىتوانيم كشف كنيم كه تقوا در ميان آنها وجود ندارد و ايمانِ آنها ضعيف است ؟ آن كسى كه فقر مردم و مشكلاتِ ناشى از جنگ و مشكلات مستضعفين و پا برهنه‌ها را مىبيند و با وجود اين ، در ثروت‌اندوزى ، حد و مرزى نمىشناسد ، آيا مىتوان او را مؤمن ناميد ؟ ! چنين كسى اگر هم تظاهر به ايمان مىكند ، بايد بگوييم : ايمانش بسيار ضعيف است و تنها صورت و پوسته‌اى از ايمان دارد . اگر در جامعه‌اى مرضِ دنياپرستى فراگير باشد ، ديگر هيچ قانون و قاعده‌اى نمىتواند جلوِ مشكلاتِ بىشمار زندگى را بگيرد . تنها راه حلّ مشكلات زندگى بشر اين است كه مردم به سوى دين و ايمان رو بياورند . البته ما هيچ وقت جامعه‌اى نخواهيم داشت كه صد در صدِ افراد آن مؤمن باشند . ممكن است در يك جامعه ، ده يا بيست درصد از مردم ، ضد دين ، ضد انسانيت و فضايل باشند . آنها را با قانون و دستگاه‌هاى قانونى مىتوان مهار كرد . خداوند روزى را نياوَرَد كه مرض بىايمانى يا كم ايمانى و بىتقوايى ، دامنه‌اش گسترده شود . كشور ما داراى يك نظام اسلامى است . ما مىخواهيم قرآن را در جامعه‌مان اجرا كنيم . ما به حق افتخار مىكنيم كه نظام كشور ما ، نظام جمهورى اسلامى است . ( تكبير نمازگزاران و شعار « كتاب ما قرآن است ، سلاح ما ايمان است . » ) خواهش مىكنم اجازه بفرماييد كه سخنانم را ادامه دهم . بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ قُلْ هُوَ اللَّهُ احَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً احَدٌ « 1 »

خطبهء دوم

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلى سَيِّدِنا وَ نَبِيِّنا ابِى الْقاسِمِ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفى وَ عَلَى ابْنِ عَمِّهِ وَ وَصِيِّهِ وَ خَليفَتِهِ عَلِىٍّ اميرِ الْمُؤْمِنينَ وَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِىِّ بْنِ مُوسى وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ وَ عَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ وَ الْحُجَّةِ الْقائِمِ الْمُنْتَظَرِ الْمَهْدِىِّ
هامش
( 1 ) - / سورهء توحيد ( 112 ) .