به دوش مىكشيدند .
بنا بر اين انجام رسالت بزرگ دفاع مقدس نيز در سايهء اخلاق اسلامى بود .
اكنون سومين مرحلهء حساسِ انقلاب ما يعنى دوران بازسازى آغاز شده است . در اين دوره ، ما مىخواهيم كشور خود را از نظر فرهنگى و نظامى و اقتصادى و ادارى ، بازسازى كنيم .
از نظر اخلاقى چطور ؟ آيا نمىخواهيم كشور خود را از نظر اخلاقى هم بازسازى كنيم ؟ آيا بايد جاى بازسازىِ اخلاقىِ كشور خالى باشد ؟ !
بنا بر آنچه عرض كردم ، من معتقدم كه در بازسازى كشور ، مسئولان ، مردم و همهء دستاندركاران بازسازى ، اولويتِ اول را به بازسازى اخلاقىِ جامعه و دعوت به سوى اخلاق اسلامى قرار دهند . همهء ما بايد به اخلاق اسلامى روى بياوريم و ايمان و اخلاق و تقوايمان را تقويت كنيم .
بايد فعاليتهاى اقتصادى ، بازرگانى ، توليدى و كشاورزىمان را انجام دهيم ؛ اما علاوه بر آن ، بايد جستجو كنيم و معلمان اخلاق را پيدا كنيم . بايد مراكزى براى درس اخلاق تعيين كنيم . صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران و ساير رسانههاى گروهى بايد مسئوليتِ گسترش اخلاق اسلامى در جامعه را به عهده بگيرند .
به نظر من ، جامعهء ما از نظر رشد مثبتِ اخلاق اسلامى هنوز به حدّ مطلوب نرسيده است و در اين زمينه بايد بيشتر تلاش كنيم .
انگيزهء من از طرح بحثِ اهميت و جايگاه اخلاق اسلامى در دورهء بازسازى ، الهامى است كه از يك روايتِ مشهورِ نبوى گرفتهام .
اين روايت كه ترجمهء آزادِ آن را خدمتتان عرض مىكنم ، بسيار مشهور است و همهء شما آن را شنيدهايد .
مسلمانان به جهاد رفتند . جنگ كردند .
زخمى شدند . به شهادت رسيدند . وقتى از جبهه به مدينه باز گشتند ، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : شما از جهاد اصغر برگشتيد و اكنون به جهاد اكبر روى آوريد .
اگر مسلمانان ، اخلاق اسلامى نداشتند و جهاد اكبر نكرده بودند ، به جهاد نمىرفتند و شهيد نمىشدند . پس چگونه پس از اينكه مسلمانان از جهاد برگشتند ، پيامبر صلى الله عليه و آله به آنان فرمود كه جهاد اكبر كنيد ؟ انگيزهء اين رهنمود پيامبر صلى الله عليه و آله در آن زمان خاص ، چه بوده است ؟
انسان هنگامى كه وارد يك نظام و تشكيلات شد ، مشغول تلاش و كوشش در كارهاى سياسى ، اقتصادى ، نظامى ، ادارى و امثالِ اينها مىشود . اين فعاليتها انسان را آنچنان به خود مشغول مىكند كه گاهى اوقات انسانْ مسائلِ اوّليّهء اخلاقى را هم فراموش مىكند .
وقتى انسانْ عملزده شد ، تنها به پيروزى و غلبه يافتن و به دست آوردنِ قدرتْ فكر مىكند . انسان در اين حال ، فراموش مىكند كه يك اصول و چهارچوب اخلاقى دارد كه بايد در محدودهء آن حركت كند و نبايد پا را از آن فراتر بگذارد .
عملزدگى ، يك عارضهء بسيار نزديك است .
به عنوان مثال ، همهء ما از مشكلات و كمبودها آگاه هستيم . اگر مردم ناله مىكنند ، از كمبودها ناله نمىكنند ؛ از ضعف اخلاق ، خودمحورى ، انحصارطلبى ، قدرتطلبى ، جَوسازى ، انگ زدن ، حسد ، بخل ، كينه ، تبعيض و مراعات نكردنِ موازين اخلاقى ناله مىكنند . اين چيزها مردم را ناراضى مىكند و دادِ مردم را بلند مىكند .
رعايت نكردنِ موازين اخلاقى ، انسان را از خطّ بندگى بيرون مىكند و انسان را در نزد خداوند رو سياه مىكند . بنا بر اين ، ما بايد به طور حتم با گرايشِ بسيار قوى و با برنامهريزى ، به سوى اخلاق اسلامى برويم .
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 412
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٤١٢