تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً احَدٌ « 1 »

خطبهء دوم

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلى سَيِّدِنا وَ نَبِيِّنا ابِى الْقاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ عَلى عَلِىٍّ اميرِ الْمُؤْمِنينَ وَ عَلى فاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ وَ عَلَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِىِّ بْنِ مُوسى وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ وَ عَلِىِّ بْنِ مُحَمّدٍ وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ وَ الْحُجَّةِ الْقائِمِ الْمُنْتَظَرِ الْمَهدِىِّ صَلَواتُ اللَّهِ وَ سَلامُهُ عَلَيْهِمْ اجْمَعينَ . در خطبهء دوم ، به طور خلاصه به چند نكته اشاره مىكنم : در اين خطبه ، ابتدا مطالبى پيرامون برگشت به قانون و احترام به قانون ، خدمتِ شما عرض مىكنم . در نماز جمعهء گذشته ، به طور مفصّل در اين باره صحبت كردم ؛ اما لازم مىبينم كه مجدداً به اين مطلب اشاره كنم . در دوران جنگ تحميلى ، ما احساس مىكرديم كه بر خلاف قانون عمل كردن و قانون را ناديده گرفتن و اهميت ندادن به آن ، ضررهاى مهمّى دارد . اما گاهى اوقات ، تنگناها ، ضرورت‌ها و ضررهاى مهم‌ترى گريبانگيرِ ما مىشد . به اجبار براى نجات از بحران و حلّ مشكلات ، مجبور بوديم قانون را ناديده بگيريم تا راهى براى حلّ مشكلات بيابيم . به فضل پروردگار ، دوران جنگ با همهء خوبىها و بدىهايش گذشت . همهء سختىها و مشكلاتش را با جان و دل پذيرفتيد و تحمل كرديد . جنگ هم دستاوردهاى خوبى براى كشور ما داشت . اكنون كه جنگ ، همراه با بحران‌ها و ضرورت‌هايش ، پايان يافته است ، ديگر صلاح نيست كه در برخى موارد قانون را ناديده بگيريم ؛ بلكه بايد همهء ما كاملًا تسليمِ قانون باشيم . وقتى سقراط ، محكوم به خوردنِ زهر و تحملِ مرگ مىشود ، شاگردانش در زندان با وى تماس مىگيرند و به او مىگويند : حيف است كه دانشمندى بزرگ و حكيمى بينا دل مانند شما ، اين گونه از بين برود . ما آماده‌ايم كه شما را نجات دهيم . سپس شاگردان سقراط براى نجاتِ او ، راه‌هايى به وى پيشنهاد مىكنند . سقراط مىگويد : اين راه‌ها ، خلاف قانون است . شاگردانش مىگويند : اما اين قانون ، ظالمانه است . سقراط مىگويد : آرى ، من هم قبول دارم
هامش
( 1 ) - سورهء توحيد ( 112 ) .