خواهد داشت . در سطح جهان و در محافل بين المللى براى همه ثابت و ملموس شد كه انقلاب هنوز زنده است ، هنوز نفس مىكشد ، رشد مىكند ، پيام دارد ، نيروى محرّكه دارد ، هنوز فرسوده نشده و از كار نيفتاده است .
حضور اين همه مردم با اين شور و شوق ، ثابت مىكنند كه با گذشتِ زمان و فشارها و سختىها و گرفتارىهايى كه براى مردم پيش آمده است ، به فضل پروردگار ، انقلاب اسلامى ايران كوچكترين صدمهاى نديده است . ( تكبير نمازگزاران )
امروز سالروز صدور فرمان مشروطيت به خط مظفر الدين شاه است . مشروطيت در نتيجهء تلاشهاى اقشار مختلف مردم و در پيشاپيشِ آنها روحانيت متعهدِ آن عصر ، به تصويب رسيد .
در تاريخ ايران ، هر گاه كه مردم پشتِ سرِ روحانيت بودهاند و با راهنمايى و رهنمود آنها حركت كردهاند ، به بركاتِ بزرگى دست يافتهاند . مشروطيت در عصر خود بركات زيادى داشت . البته صدماتى هم داشت .
در دورهء مبارزات مشروطيت ، وقتى كه مردم در فشار روحى و جسمىِ زيادى قرار گرفتند ، علماى بزرگِ آن روز ايران به همراه جمعى از مردم ، به قم مهاجرت كردند و به اين وسيله به دربار قاجار اعتراض كردند .
بالاخره دربار قاجار مجبور شد كه مشروطيت را بپذيرد و فرمان مشروطيت را امضا كند .
پس از صدور فرمان مشروطيت و دلجويى از مهاجرينِ به قم ، علماى تهران و غير تهران ، به شهرهاى خود باز گشتند . در تهران ، در استقبال از علما مراسم و غوغاى بزرگى بر پا شد .
همان مشروطيتى كه با خون شهداى مشروطيت و روحانيت و با قلم و فشار روحانيت به دست آمد ، به يك تجربهء تلخِ تاريخى تبديل شد و سرانجام به روز سياهى كه همهء ما ديديم ، افتاد .
بدبختانه كسانى هم كه امروز سنگِ مشروطيت را به سينه مىزنند ، تهماندهها و تفالههاى همانهايى هستند كه مشروطيت ايران را به آن صورتِ افتضاح در آوردند و در كنار جنازهء مشروطيت ، سينه زدند .
كسانى كه امروز سنگِ مشروطه را به سينه مىزنند ، چنان كه گويى مشروطيت ارثِ پدرشان است ، حتى تاريخ مشروطيت را هم نخواندهاند و با تاريخِ آن هم آشنا نيستند .
اينها حتى نمىدانند مشروطيت با زحمتِ چه كسانى به دست آمد ؟ اينها نمىدانند كسانى كه براى اعتراض به مظفر الدين شاه به قم مهاجرت كردند ، چه كسانى بودند ؟ آيا آنها از غربزدهها بودند ؟ ! اين مشروطهطلبان امروزى بودند ؟ !
شهادت جانگداز ، تأثرآور و تألمآورِ شهيد راه حق ، رهبر شيعيان پاكستان ، مرحوم شهيد « عارف حسين » را به همهء مسلمانان انقلابى و متعهدِ جوامع اسلامى و خصوصاً به برادران عزيزِ پاكستانى كه رهبرى دلسوخته ، مخلص ، فداكار و انقلابى را از دست دادند ، تسليت عرض مىكنم .
بر طبق خبر ساعت هشتِ راديو تهران ، اين شهيد بزرگوار به دست نوكران استكبار ترور شده است . هنوز عوامل ترور ايشان مشخص نشدهاند ؛ اما ما حدس مىزنيم كه عوامل جنايتكار صدام اين جنايت را هم انجام داده باشند ؛ زيرا در اين منطقه ، هر جنايتى كه انجام مىگيرد ، مانند شهادت مرحوم سيد مهدى حكيم و ديگران ، سر نخِ آن جنايت از جيب صدام در مىآيد .
شهادتِ شهيد عارف حسين براى اسلام ثُلمه و صدمهاى بسيار بزرگ است .
من بار ديگر شهادت ايشان را به همهء مسلمانان دنيا تسليت عرض مىكنم .
بقيهء اين خطبهء من ، تذكرى در بارهء وظايف ما در دوران پس از جنگ است . به نظر من ، بسيار ضرورى است كه در اين مقطع زمانى در بارهء اين تذكر ، دقت و تأمل بشود .
از طرف رهبر عزيز ما قطعنامهء 598 پذيرفته شده است . به دستور حضرت امام ، وزارت امور خارجهء ما مشغول مذاكره پيرامون مواد مختلف قطعنامه مانند آتشبس و غير آن هستند . احتمال زيادى وجود دارد كه اين مذاكرات با موفقيت پيش برود و موجب خاتمهء جنگ بشود . البته به ميزان شرارتِ عراق و بازى درآوردنِ صدام هم بستگى دارد .
اگر شرارتها و جنايتهاى صدام تمام شود و اين مذاكرات به صلح منجر شود ، جنگِ ما با عراق تمام مىشود ؛ اما انقلاب ما تمام نشده است . در مورد انقلاب ، بايد گفت كه هنوز ابتداى حركت و شروع كار است .
به تعبير ديگر : « هنوز اول عشق است ، اضطراب مكن » .
ابرقدرتها با تحميلِ اين جنگ به ما ، سنگى جلوِ پاى ما انداخته بودند . در اثر جنگ تحميلى ، تمام نيروهاى انسانى و امكاناتِ ما در مسير رفع مشكلات و شرارتهاى صدام
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 379
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٣٧٩