ادا نكردهاى ) را چگونه معنا مىكند ؟
اين سه عبارت به يكديگر چسبيدهاند و معناى آنها اين است كه : همان را كه من مىگويم بايد بگويى و اگر آن را نگويى ، هيچ چيز نگفتهاى و اصلًا رسالت را ابلاغ نكردهاى و از گفتنِ آنچه در بيان آن ، مقدارى ترديد دارى و مىترسى كه در جامعه تنش ايجاد شود و موجبِ اختلاف گردد و نمىدانى چگونه بايد اجرايش كرد ، نترس ! تو حرفت را بزن ! پيامدهاى آن با من . من تو را از مردم حفظ مىكنم . معناى اين آيه به روشنى معلوم است .
امروز كه ما نظام جمهورى اسلامى را پياده كردهايم ، ركن اولّ آن ، ولايت فقيه است . اگر ولايت فقيه را از نظام جمهورى اسلامى بردارند ، نظام جمهورى اسلامى مانند تسبيحى مىشود كه نخش پاره شده باشد .
تمام دانههاى تسبيح از هم جدا مىشوند و در هم مىريزند .
ولايت فقيه ريشه و اساسش آيهء :
« انَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ . . . » « 1 »
[ جز اين نيست كه ولىّ شما خدا است . . . ]
و تجسم ولايت در روز عيد غدير است .
من مجدداً فرا رسيدن عيد سعيد غدير را به همهء شما تبريك عرض مىكنم . الحمد للّه ما امسال موفق شديم فيضِ اين روز را هم درك كنيم .
در اينجا لازم است كه من از صميم قلب از همهء كسانى كه در پاسخ به دعوتِ حضرت آيت الله منتظرى ( صلوات نمازگزاران ) در راهپيمايى بيعتِ مجدد با امام ، شركت كردند ، تشكر كنم .
مردم عزيز ما آنچنان در اين راهپيمايى شركت كردند كه زبان دشمنان بسته شد و براى چندمين بار مأيوس شدند . دوستان خدا نيز شاد و خوشحال شدند .
تمام اقشار مردم در تمام مراكز استانها ، شهرهاى بزرگ ، شهرهاى كوچك و روستاها در اين راهپيمايى و تجديد بيعت شركت كردند . حتى براى ضد انقلاب ديگر جاى آن هم نماند كه بگويد : اين همه جمعيت را كه در يك مركز استان مىبينيد جمع شده و در راهپيمايى شركت كردهاند ، از اهالىِ همان مركز استان نيستند ؛ از شهرها و روستاهاى اطراف ، براى اين راهپيمايى آورده شدهاند .
ديگر جاى اين حرف هم براى ضد انقلاب نماند ؛ زيرا در همهء شهرها و روستاها به طور هم زمان ، مراسم راهپيمايى برگزار شد .
اين راهپيمايى نتايج بسيار مثبت و بزرگى
هامش
( 1 ) - سورهء مائده ( 5 ) ، آيهء 55 .