صلح طلبى سر مىدهند ، صلحِ شرافتمندانه را نمىگويند . اينها صلح بدون قيد و شرط و بلكه بالاتر از آن ، صلح با شرايط شوراى امنيت را مىگويند .
ما كه قطعنامهء شوراى امنيت را پذيرفتيم اما به شرط اينكه شوراى امنيت يك كلمه بگويد كه صدام متجاوز است . شوراى امنيت از ما انتظار دارد كه از خونِ اين همه شهدا بگذريم ؛ اما خودشان حتى حاضر نيستند يك كلمه هم بگويند كه اين جرثومهء فساد يعنى صدام ، متجاوز است .
شوراى امنيت حاضر نيست كه متجاوز را اعلام كند اما به ما مىگويد : صلح كنيد ! مدعيان صلح طلبى و مصلحت انديشى در ايران نيز حرفِ شوراى امنيت را تكرار مىكنند . بدتر از اينها آن جرثومههاى فسادى هستند كه به خاطر يك لقمه نانِ دريوزگى كه مىگيرند و مىخورند ، مىگويند : شرط صدام براى صلح را بپذيريد .
كسانى كه مىخواهند صلحِ ظالمانه و با رعايتِ شرايط صدام را به ايران تحميل كنند ، بايد بدانند كه راهپيمايى ديروز و برپايى مراسم دههء فجر ، مشت محكمى به دهان آنها بود و پيام مردم ايران ، اين است كه : كسى حق ندارد از طرفِ ما حرف بزند . ( تكبير نمازگزاران و شعار « مىجنگيم ، مىميريم ، سازش نمىپذيريم » )
نغمهء ناهنجار ديگرى كه عدهاى به سبب نزديك شدنِ موقعيتِ انتخابات سر دادهاند ، اين است كه با شعارهاى مختلف ، مظلومنمايى مىكنند و مىگويند : آزادى نيست . منظورشان اين است كه چه نوع آزادى وجود ندارد ؟
آزادى احزاب ، آزادى بيان ، آزادى تبليغات يا آزادى كانديدا شدن ؟ وجودِ خودِ اين آقايان و اينكه حرفشان را مىزنند ، بهترين دليل وجود آزادى در ايران است .
در دوران جنگ ، هيچ كشورى به يك گروه مخالف اجازه نمىدهد كه هر چه دلشان مىخواهد بگويند و با وجود اين ، باز هم بر آزادى گريه كنند . اگر آزادى نبود ، امروز شما در خانهتان نبوديد ، در جاى ديگرى بوديد .
اگر منظورتان از نبودنِ آزادى ، اين است كه مىخواهيد به جاى مردم حرف بزنيد ، مردم همانها هستند كه در راهپيمايىها به خيابانها و ميدانها مىريزند و در مانور اعزام ، با آن شور و هيجان عظيم ، شركت كردند . آيا اين جمعيّتهاى ميليونى ، مردم نيستند ؟ آيا اينها ايرانى نيستند ؟ آيا شما مىخواهيد از زبانِ اينها صحبت كنيد ؟
شما مىگوييد كه ولايت فقيه را قبول نداريد ، مردم ايران هم كه خاكِ ولايت فقيه را توتياى چشمْ مىكنند ، شما چگونه مىخواهيد از طرفِ آنها حرف بزنيد ؟
اگر دولتْ سلامتىِ شما را تأمين نكند ، شما از ترسِ مردم حتى در خانههايتان هم راحت نيستيد . وقتى مىخواهيد به جايى برويد ، با ماشين پليس مىرويد كه مردم به شما حمله نكنند . با اين حال ، چه كسى به شما گفته كه قَيّم مردم هستيد ؟
اگر منظور شما از آزادى ، آزادى بى قيد و بند ، هرج و مرج ، آزادى استكبار ، آزادى شرك و آزادى جاسوسى است ، كه اگر اين جور آزادىها در ايران وجود داشت ، تودهاىها در زندان نبودند . منافقين فرار نكرده بودند . سلطنت پرستها در سوراخها قايم نشده بودند . معلوم است كه در ايران چنين آزادىهايى وجود ندارد و هرگز هم وجود نخواهد داشت . اين را ما نمىگوييم ؛ قرآن مىفرمايد :
« وَ ما كانَ لِمُؤمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ اذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ امْراً انْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ امْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبيناً » « 1 »
هامش
( 1 ) - سورهء احزاب ( 33 ) ، آيهء 36 .