يك ته استكان از آن شرابِ كهنه را به اين كليددار شرابخوار داد ؛ آن شرابِ كهنه ، دلِ كليددار كعبه را بُرد . كليددار تقاضاى يك استكانِ ديگر از آن شراب كرد .
آن كه شراب داشت ، گفت : شراب را مجانى نمىدهم . چه چيزى در مقابل آن مىپردازى ؟
در حالى كه آن كليددار بدبخت مست بود ، به بحث در بارهء قيمت آن شراب پرداختند و خلاصه ، آن كه او را مست كرده بود ، منصب كليددارى خانهء كعبه را به قيمتِ دو ظرفِ شراب از چنگِ او در آورد .
بعدها در نزد عربها اين ضرب المثل شد كه هر كس يك معاملهء احمقانه مىكرد ، مىگفتند : اين احمقتر از فلان مرد است كه منصب كليددارى خانهء كعبه را با دو ظرف شراب عوض كرد . تاريخ ادارهء خانهء كعبه قبل از اسلام ، اين گونه بوده است .
در دوران انبيا مانند دورهء حضرت ابراهيم عليه السلام و دورهء حضرت اسماعيل عليه السلام و همچنين در صدر اسلام ، منصب ادارهء كعبه به افراد شايسته سپرده مىشد ؛ اما با مرور زمان ، قدرتمندانى مىآمدند و اين منصبها را غصب مىكردند .
آيا اين درست است كه با مكه و مدينه ، مثل شهرهاى ديگر برخورد كنيم و بگوييم كه مكه و مدينه ، جزو خاك فلان كشور است ؟
به عنوان مثال ، ساختمان سازمان ملل در شهر نيويورك در دلِ خاك كشور آمريكا است ؛ اما اداره و حكومت سازمان ملل ، جداى از حكومت آمريكا است . اگر سرِ ما را ببُرند ، حاضر نيستيم قدم به خاك آمريكا بگذاريم اما نمايندهء دائمىِ ما در سازمانِ ملل است .
در يكى دو روز آينده ، رئيس جمهورى اين مملكت به سازمان ملل مىرود .
سازمان ملل در خاك كشور شيطان بزرگ واقع شده است ؛ اما چون مربوط به همهء ملتها است ، اصلًا حكمش از حكم آمريكا جدا است . مىگويند چون سازمان ملل مربوط به همهء ملتهاى دنيا است ، ادارهاش هم بايد در دستِ آنها باشد و همهء كشورها در ادارهاش سهم دارند .
همچنين قصر پاپ و واتيكان در دلِ خاك ايتاليا است ؛ اما واتيكان براى خودش قانون و مقررات خاصّى دارد ؛ زيرا مىگويند : واتيكان مقرّ پاپ است و پاپ تنها متعلق به ايتاليا نيست ، بلكه متعلق به همهء كاتوليكهاى دنيا است .
اگر قرار است مقرّ پاپ ، حكومت و قوانين ويژهاى داشته باشد ، اگر قرار است سازمان ملل مقررات و ادارهء ويژهاى داشته باشد ، چرا مكه و مدينه نبايد حكومت و مقرراتِ خاص و مستقلى داشته باشد ؟ چرا مكه و مدينه جزو خاكِ حجاز باشد و بعد هم يك روزى « حجاز » را تبديل به كشور « سعودى » بكنند ؟
با كدام ميزان و محاسبه درست است كه مكه و مدينه اگر جزو خاك كشورى باشد ، تابع نظام و حكومت و مذهبِ آن كشور باشد ؟
امروز نظام حاكم بر حجاز ، سلطنتى است .
آيا مكه و مدينه هم بايد تابع نظام سلطنتى باشد و فردا كه نظام حاكم بر حجاز عوض شد و مثلًا جمهورى شد ، قوانين مكه و مدينه هم بايد متناسب با حكومت جمهورى شوند ؟
پس فردا چطور ؟ !
امروز نظام حاكم بر حجاز ، غربى و آمريكايى است و چهارصد نفر از زائران خانهء خدا و ميهمانانِ خداوندِ رحمان را به جرمِ « مرگ بر آمريكا » گفتن ، قتل عام و قربانى كرده است و هزاران نفر از آنان را مجروح و مصدوم نموده است .
اگر فردا نظام حاكم بر حجاز ، شرقى شد ، تكليف مسلمانان چيست ؟ بايد طبق مقررات كدام مكتب در مكه و مدينه رفتار كنند ؟
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 298
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٢٩٨