تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
اتَّقُوا اللَّهَ تقوا پيشه كنيد ! « انَّ اللَّهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوْا وَ الَّذينَ هُمْ مُحْسِنُونَ » « 1 » [ خدا با كسانى است كه مىپرهيزند و كسانى كه نيكى مىكنند . ] بندگان خدا ! تقوا داشته باشيد . تقواى فكرى ، روحى ، عملى ، مالى و سياسى داشته باشيد . نور تقوا بايد به همهء زواياى زندگىِ شما بتابد و همهء كيان و زندگى و متعلّقات و مرگِ شما ، بايد در زير تابش نورِ تقوا قرار گيرند . اگر مىخواهيم خدا با ما و همراهِ ما باشد ، در همهء حركات و سكناتِ ظاهر و باطن ، موازين تقوا را رعايت كنيم . در اين خطبه ، مسأله‌اى را مطرح مىكنم كه با وجود اهميت و ضرورتِ فراوانش ، متأسفانه يك مسئلهء فراموش شده بود . جريان كشتار ظالمانه و بىرحمانهء آل سعود در مكه ، مسئلهء فراموش شده‌اى را دوباره در افكار زنده كرده و آن ، مسئلهء ادارهء مسجد الحرام و مدينة الرسول است . مسلمانان جهان با وجود همهء اختلافات فكرى و مذهبى ، در قبله با يكديگر وحدت دارند . بنا بر اين قبل از هر چيز بايد به اين موضوع فكر كنند كه اين تجلىگاهِ وحدتِ آنان بايد چگونه اداره شود . گاهى اوقات اين موضوع در نوشته‌ها و گفتارها مطرح مىگرديده است اما بَعد مانند هر موضوع و حادثهء جارى ، به فراموشى سپرده مىشده است . ان‌شاءالله اين دفعه فراموش نشود . مكه و مدينه ، داراى چند بُعد هستند . يكى از ابعادِ آنها ، مسئلهء حج و عمره و زيارت قبر پيغمبر صلى الله عليه و آله و آداب و رسومِ عبادتِ آنجا است . بُعد ديگر مكه و مدينه ، مسئلهء مَشاهدِ آنجا مانند عرفات ، مِنى ، مَشعر ، مسجد و حرم است . بُعد سوم مكه و مدينه ، مسئلهء ادارهء اينها است . من اكنون در بارهء بُعد اول و دوم صحبت نمىكنم و موضوع صحبت من ، بُعد سومِ مكه و مدينه است . ترديدى در اين نيست كه مكه و مدينه اگر خانهء اوّلِ ما نباشد ، خانهء دومِ ماست . با اينكه حق اين است كه بگوييم : مكه و مدينه خانهء اوّلِ ماست ؛ زيرا كعبه ، خانه و جايى است كه منِ مسلمان ، بايد به نام او دنيا بيايم و به نامِ او از دنيا بروم . زندگى من و تار و پودِ هستىِ من ، با سرنوشتِ اين خانه پيوند خورده است . در نماز بايد رو به سوى اين خانه بايستم و در قبر هم بايد رو به سوى اين خانه دفن شوم . اين خانه در زندگىِ ما چنين اهميتِ فراوانى دارد . بيش از يك ميليارد مسلمان در تمام دنيا ، چنين علاقه و وابستگىاى به اين خانه دارند . خانهء كعبه از پيش از اسلام ، مورد بحث بوده كه چه كسى آن را اداره كند . قبل از اسلام ، هر كس زورش بيشتر بوده ، ادارهء خانه را به دست مىگرفت و همواره قبايل مختلف بر سرِ در دست گرفتنِ ادارهء كعبه ، با يكديگر نزاع مىكردند . سپس براى كاهش نزاع بر سر ادارهء خانهء كعبه ، آن منصب را به چند سِمَت تقسيم كردند و منصب‌هاى كليددارى ، مهماندارى ، آب دادن و تعمير مسجد را به وجود آوردند و اين سِمت‌ها را بين قدرتمندان و متنفّذين تقسيم كردند . در دوران پيش از اسلام ، فقط در دوره‌هاى بسيار كوتاهى ادارهء اين خانهء عزيز در دستِ آدم‌هاى وارسته بوده است . در نظام جاهلى ، كليددارىِ مكه در دستِ فردى معتاد به شرابخوارى بود . شخصى مقدارى شرابِ كهنه داشت .
هامش
( 1 ) - سورهء نحل ( 16 ) ، آيهء 128 .