استعمال شده است .
در قرآن كريم معمولًا كلمهء امت و امَم همراهِ يك توصيف به كار برده شده است .
خداوند در سورهء بقره ، امّت را مسئول و موظف مىشمرد و مىفرمايد :
« تِلْكَ امّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما كَسَبَتْ وَ لَكُمْ ما كَسَبْتُمْ وَ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ » « 1 »
[ آنان امتهايى بودهاند كه اكنون درگذشتهاند . آنچه آنها كردند ، از آنِ آنها است و آنچه شما مىكنيد از آنِ شما است و شما را از اعمال آنها نمىپرسند . ]
همچنين خداوند سبحان مىفرمايد :
« وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ امَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهيداً . . . » « 2 »
[ و بدين گونه شما را امتى ميانه قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر بر شما گواه باشد . . . ]
در اين آيهء شريفه ، خداوند از امّت وَسَط يا به تعبير ديگر ، امّت برگزيده ، سخن به ميان آورده است . يكى از صفات ديگرى كه خداوند براى امّت بيان مىكند ، صفتِ امر كنندهء به معروف و نهى كنندهء از منكر است .
« كُنْتُمْ خَيْرَ امَّةٍ اخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ . . . » « 3 »
[ شما بهترين امتى هستيد كه براى مردم پديدار شدهايد : امر به معروف و نهى از منكر مىكنيد . . . ]
صفت ديگرى كه خداوند براى امّت ذكر مىكند ، به پا خاسته و قيام كننده است .
قرآن كريم مىفرمايد :
« . . . امَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ . . . » « 4 »
[ . . . گروهى به طاعتِ خدا ايستادهاند و آيات خداوند را در دلِ شب تلاوت مىكنند . . . ]
همچنين خداوند در مورد امّت معتدل و ميانهرو و بدون افراط و تفريط ، مىفرمايد :
« . . . مِنْهُمْ امَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَ كَثيرٌ مِنْهُمْ ساءَ ما يَعْمَلُونَ » « 5 »
[ . . . بعضى از ايشان ، مردمى ميانهرو هستند و بسيارىشان بد كردارند . ]
قرآن شريف هر امت را نيازمند به رهبرى مىداند و مىفرمايد :
« وَ لِكُلِّ امَّةٍ رَسُولٌ . . . » « 6 »
[ هر امتى را پيامبرى بُوَد . . . ]
همچنين در قرآن شريف ، براى هر امت ، مرگى فرض شده است .
« لِكُلِّ امَّةٍ اجَلٌ فَإِذا جاءَ اجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ » « 7 »
[ هر امّتى را مدّتِ عمرى است . چون اجلشان فراز آيد ، يك ساعتْ پيش و پس نشوند . ]
آياتى كه تلاوت كردم ، چند نمونهء برگزيده از آيات قرآن كريم در مورد امّت و جامعه بود .
از اين آيات نتيجه مىگيريم كه از نظر اسلام ، جامعه داراى يك هويتِ مستقل است .
اسلام ، اهميت فراوانى براى جامعه قائل شده و احكام و صفات خاصّى براى آن بيان كرده است . اگر بخواهيم به طور كامل با ديدگاه اسلام در بارهء جامعه آشنا شويم ، بايد تمام آياتى را كه در بارهء « امّت » بحث مىكنند ، مورد مطالعه و تحقيق قرار دهيم .
در ميان فلاسفهء قديم ، به ارسطوها و افلاطونها و سقراطها برخورد مىكنيم كه در قلمرو مسائل اجتماعى صاحبنظر و فكر هستند . در ميان مسلمانان نيز اشخاصى مانند
هامش
( 1 ) - سورهء بقره ( 2 ) ، آيهء 141 .
( 2 ) - همان ، آيهء 143 .
( 3 ) - سورهء آل عمران ( 3 ) ، آيهء 110 .
( 4 ) - سورهء آل عمران ( 3 ) ، آيهء 113 .
( 5 ) - سورهء مائده ( 5 ) ، آيهء 66 .
( 6 ) - سورهء يونس ( 10 ) ، آيهء 47 .
( 7 ) - سورهء اعراف ( 7 ) ، آيهء 34 .