تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
انحصار خود در مىآورند ، جرم آنها در نزد خداوند ، قابل عفو و بخشودگى نيست . ( تكبير نمازگزاران ) اگر كسى آن قدر مردانگى ندارد كه دارايى خود را در پاى جامعه بريزد ، ولى از امكانات و اموال دولتى نيز سوء استفاده نمىكند ، باز هم به مسئوليتِ اجتماعى خود ، عمل نكرده و گناهكار و معصيت‌كار است ؛ اما كسانى كه نه تنها به جامعه خدمت نمىكنند ، بلكه از راه قاچاق ، احتكار ، انحصار ، گرانفروشى ، ايجاد بازار سياه ، ايجاد هرج و مرج اقتصادى و از هر راه نامشروع ديگر ، اموال مردم را غارت مىكنند ، اين افراد ، ناجوانمرد و خيانت پيشه و ستمگرند . مردمِ ما براى تحملِ مشكلات ناشى از جنگ و انقلاب ، كاملًا آماده هستند ، هيچ گونه سختى و ناراحتى هم احساس نمىكنند . هر چه مشكلات بيشتر مىشود ، آبديده‌تر مىشوند و عشق و شوقشان به اسلام و انقلاب بيشتر مىشود . امكانات اقتصادىِ چنين مردمى را غارت كردن ، خيانت و گناهى بسيار بزرگ و نابخشودنى است . برخى از افراد فكر مىكنند كه اگر با يك دست از امكانات عمومى ، دولتى و اجتماعى ، به نفع شخصىِ خود استفاده كنند و با دستِ ديگر ، كارهاى خير و نيكوكارانه انجام دهند ، كارهاى خيرِ آنها ، جبرانِ سوء استفاده‌هاى آنها را مىكند . من به اين افراد مىگويم : اگر از راه مشروع ، مالى به دست آورده‌ايد و مىخواهيد با آن مدرسه و بيمارستان بسازيد يا خدمت‌هايى مانند آن را انجام دهيد ، آفرين بر شما ! خداوند گذشتگان شما را رحمت كند ! اما اگر مىخواهيد از راه‌هاى نامشروع و سوء استفاده از امكانات عمومى و دولتى ، كارِ خيرى انجام دهيد ، هرگز چنين كارى را نكنيد ؛ زيرا ساختن مدرسه و بيمارستان با چنين پول‌هايى ، هرگز جبرانِ آن سوء استفاده‌ها ، گرانفروشىها ، احتكار و تقلّب‌ها را نمىكند و شما در پيشگاه خداوند ، گناهكار و معصيت‌كار هستيد . به جاى آنكه با سوء استفاده و از راه‌هاى نامشروع ، اموال مردم را از چنگِ آنها در آوريد و مقدارى از آن اموال را در جهت منافع آنها خرج كنيد ، بگذاريد اموال مردم در دستِ خودشان باشد و خودشان آن اموال را در مصالحشان خرج كنند . مبادا اين سخن من ، بد تفسير شود . من به تمام معنا ، ايمان دارم كه مردم بايد در كارهاى خير و خدمات اجتماعى ، شركت كنند و كارها بايد با دستِ مردم انجام بگيرد ( تكبير نمازگزاران ) ؛ اما بايد مواظب باشيم كه راه درآمدمان حلال و مشروع باشد . ما نبايد جلوِ شركت مردم در كارهاى عمومى را بگيريم و جلوِ پاى آنها ، سنگ بيندازيم ، بلكه بايد تا آنجا كه مىتوانيم ، تسهيلات لازم را در اختيار مردم قرار دهيم تا خدمات اجتماعى به دست خود آنها صورت گيرد . با مشاركت مردم ، كارها بهتر انجام مىشود چنان كه امير المؤمنين فرمود : « . . . يَدُ اللَّهِ مَعَ الْجَمَاعَةِ . . . » « 1 » [ . . . دستِ خدا همراهِ جماعت است . . . ] پس اگر فردى از راه مشروع و حلال ، امكاناتى به دست آورده باشد و بخواهد با آنها ، مدرسه و بيمارستان بسازد ، به جبهه‌ها كمك كند ، وسايل جراحى براى بيمارستان تهيه كند و . . . ، جلوِ اين كارهاى نيكِ مردم را گرفتن ، حرام است و ما نبايد مانعِ انجام دادن كار نيك بشويم . اين مقدمهء عرايض من در بحثِ حقوق اجتماعى بود و ان‌شاءالله در خطبه‌هاى آينده
هامش
( 1 ) - / ر . ك : نهج البلاغه ، ترجمهء سيد جعفر شهيدى ، خطبهء 127 ، ص 125 .