تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
فحشا است ؛ چند تا پيرمرد و پيرزن را مىآوردند آنجا و به عنوان مؤسسهء سالخوردگان نگهدارى مىكردند ، بعد زن‌ها و دخترهاى مردم را آنجا مىبردند و در آنجا به نامِ نگهدارىِ سالخوردگان ، مشغول عيّاشى و هرزگى مىشدند . از غرب‌زدگى جامعهء ما فقط همين يكى كم مانده بود كه هر گاه سالخورده‌اى در خانواده داشته باشيم كه ديديم از كار افتاده شده و درآمدش هم براى يك زندگىِ مستقل كفايت نمىكند ، او را ببريم و در مؤسسهء سالخوردگان بيندازيم . هنوز جامعهء ما در اين زمينه ، يك قدم از غربىها عقب‌تر است . در غرب ، فرزندان هر گاه ديدند كه پدر و مادرشان كه در مؤسسهء سالخوردگان نگهدارى مىشود ، در حالِ مردن است ، جسدش و اعضاى بدنش را براى تشريح يا كارهايى مثل آن مىفروشند ! ! ! برادران و خواهران عزيز ! دولت در مقابل اين همه محافل ، اين همه اعتيادها ، فحشا و منكراتِ مختلف كه بر زبان آوردنِ نامِ آنها در شأن اين گونه مجالس نيست ، وظيفه و مسئوليت دارد و بايد مرزها را ببندد ، خانه‌هاى مشكوك و مراكز فساد را جستجو كند و عوامل فساد را دستگير و مجازات نمايد . حال اين كه آيا دولت به وظايف خود عمل مىكند يا نمىكند ، موضوع ديگرى است و مربوط به بحث امروز ما نيست . درست است كه دولت موظف به مبارزه با فساد است ، اما آيا پدران و مادران هيچ مسئوليتى در بارهء تربيت و اصلاح فرزندانشان ندارند ؟ الحمد للّه به بركتِ اين جنگ و فعاليت‌هاى سپاه و بسيج ، فساد و زمينه‌هاى آن در جامعهء ما بسيار كاهش يافته است . انقلاب و دفاع مقدّس به جوانان وظيفه و مسئوليت بخشيده و آنها را به سوى يك سلسله مسائل اخلاقى ، دينى و اجتماعى كشانيده است . در نتيجهء سرگرمىهاى سالم و پيدايش روح انقلابى در جوانان ما ، آنها تا مقدار زيادى در مقابل آلودگى به فساد ، مصونيت پيدا كرده‌اند ؛ اما همهء جوان‌هاى ما صد در صد در خط انقلاب و جبهه نيستند ، بنا بر اين در معرض آلودگى به فساد قرار مىگيرند . پدران و مادران عزيز ! شما در انتخاب نام ، در انتخاب لباس و در مراقبت بر كارهايى كه فرزندتان در محيط خانواده انجام مىدهد و تنها شما از آن مطلع مىشويد ، مسئول هستيد . اين درست نيست كه انسان توجهى به تربيت فرزندش نكند و بعد كه فرزندش گرفتار و آلوده شد ، همه چيز را به گردن اجتماع بيندازد . به ياد داشته باشيم كه ما پدران و مادران نيز مسئولِ تربيتِ فرزندانمان هستيم . بعضى از دانشجويان ايرانى ، پس از اتمام دورهء ليسانس ، براى گذراندن دورهء كارشناسى ارشد و دوره‌هاى بالاتر به خارج از كشور مىروند . متأسفانه تا كنون امكانات مورد نياز براى تحصيل در برخى از رشته‌ها براى دورهء كارشناسى ارشد و بالاتر از آن ايجاد نشده است . ما از اينكه دانشجويان ما در برخى از رشته‌ها براى ادامهء تحصيل به خارج بروند ، نگران هستيم ؛ زيرا اگر به آنها بگوييم : به خارج نرويد ، جلوِ تحصيل و تخصّص را گرفته‌ايم و اگر به آنها بگوييم : به خارج برويد ، نمىدانيم آيا اينها بعد از پنج - / شش سال اقامت در غرب و شرق ، اصلًا به ايران باز مىگردند ؟ اگر به ايران باز گشتند ، آيا با فرهنگ اسلام و ايران باز مىگردند ؟ از قبل از سال 1357 ه . ش . تا كنون ، بيش از ده هزار نفر ايرانى به نام دانشجو در خارج زندگى مىكنند و از دولت