فرزندان خود مىباشد .
از ميان حقوقى كه براى پدر شمرديم ، مادر فقط حقّ ولايت را ندارد وگر نه ساير حقوق پدر را به طور قوىترى دارا مىباشد .
شخصى خدمت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله رسيد و گفت :
« يا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ ابَرُّ ؟ » « 1 »
در حقّ چه كسى نيكى كنم ؟
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود :
« امَّكَ » « 2 »
يعنى در حقّ مادرت نيكى كن .
آن مرد تا سه بار همين سؤالِ خود را تكرار كرد و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله هر بار فرمود :
به مادرت نيكى كن . سپس در مرتبهء چهارم كه آن فرد سؤالش را تكرار كرد ، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : در حقّ پدرت نيكى كن !
مردى به نام زكريّا بن ابراهيم ، خدمت امام صادق عليه السلام رسيد و گفت : من قبلًا مسيحى بودهام و اكنون مسلمان شدهام .
پدر و مادر من هنوز مسيحى هستند . رفتار من با آنها چگونه باشد ؟ آيا رابطه و رفت و آمدم را با آنها قطع كنم و كارى با آنها نداشته باشم ؟
حضرت فرمود : خير . آنگاه حضرت ، حقوق پدر و مادر را به او آموخت و به او دستور داد كه با پدر و مادرش با احترام كامل رفتار كند .
وقتى كه آن مرد به نزد خانوادهاش باز گشت ، مادرش متوجه شد كه او مسلمان شده و ديد كه رفتارش كاملًا عوض شده است ؛ به خواستهها و نيازهاى پدر و مادرش رسيدگى مىكند و آنها را برآورده مىسازد و مانند يك خدمتگزار و يك پرستار ، با گفتار و كردارش به آنها محبت مىكند .
روزى مادرش به او گفت : پسرم ! وقتى كه تو همكيشِ ما بودى و دين ما را داشتى ، جور ديگرى بودى ، ما را اذيت و آزار مىكردى ؛ اكنون كه مسلمان شدهاى ، با محبتِ فراوان از ما پرستارى مىكنى ، چرا اين طور شدهاى ؟
پسرش گفت : رئيس مذهبمان به من گفته است كه با مسلمان شدنِ من و مسيحى بودنِ پدر و مادرم ، حقّ شما از عهدهء من ساقط نمىشود . چون مسلمان شدهام و مىخواهم به اسلام عمل كنم ، به من دستور داده است كه با شما اين گونه رفتار كنم .
مادرش به او گفت : فرزندم ! اين حرف ، حرف پيغمبرها است . آيا رئيس مذهب شما پيغمبر است ؟ پسرش به او گفت : خير ، او پيغمبر نيست و بعد از پيامبر اسلام ، ديگر پيامبرى نخواهد آمد ؛ رئيس مذهب ما از اوصياء و فرزندان پيامبر اسلام است .
مادرش به او گفت : اسلام دين خوبى است ، من هم مىخواهم مسلمان شوم ، چگونه بايد مسلمان شوم ؟ فرزندش هم اسلام را به او تلقين كرد و او مسلمان شد . « 3 » تا اينجا آنچه كه عرض كردم ، حق پدر و مادر بر عهدهء فرزندان بود .
حق فرزند بر عهدهء پدر و مادر نيز خيلى گسترده است . قبل از آنكه فرزند به دنيا بيايد ، وجود فرضىِ او ، حقوقى را بر عهدهء پدرش واجب مىكند . انسان موظّف است با خانمى ازدواج كند كه مادرى خوب براى فرزندان احتمالىِ آيندهء او باشد ؛ يعنى هر چند هنوز ازدواج نكرده و بچهدار نشده است ، اما فرزندان احتمالىِ آيندهء او اين حق را بر گردنش دارند .
يكى ديگر از حقوق فرزندان بر پدر و مادر از نظر اسلام ، انتخاب نام نيك براى آنها است . انسان بايد براى فرزندش
هامش
( 1 ) - ر . ك : علامه مجلسى ، بحار الانوار ، ج 74 ، ص 49 .
( 2 ) - همان .
( 3 ) - / ر . ك : علامه مجلسى ، بحار الانوار ، ج 47 ، ص 374 و ج 74 ، ص 53 .