كه اعتياد ، هرزگى ، خودكشى و امثال اينها ممنوع است چون جامعه را فاسد مىكند ، نظام حقوقى اسلام مىگويد : اين گونه كارها ، علاوه بر حقّ جامعه ، به دليل حقّ انسان بر خودش نيز ممنوع است . بنا بر اين اگر شخصى در مكانى تنها هم زندگى كند ، باز حقّ ارتكاب چنين كارهايى را ندارد .
حقوق انسان بر خويشتن ، انواع مختلفى دارد ؛ مانند حق تغذيه ، حق حفاظت و نگهدارى ، حق رعايت بهداشت و . . .
بعضى از اين حقوق ، شرعاً واجب هستند و برخى ديگر مستحب هستند . پس نتيجهء بحث ، اين شد كه اولين حقوق واجب بر انسان ، حقوق انسان بر خويشتن است .
دومين مجموعهء حقوقى كه از نظر اسلام ، رعايتِ آنها بر انسان واجب مىشود ، حقوق خداوند بر انسان است . به طور كلى ، حقوقى كه در رابطهء حقوقىِ انسان با خدا بر انسان واجب مىشوند ، به دو دسته تقسيم مىگردند : حقوق خداوند بر انسان كه در رواياتْ از آنها به « حَقُّ اللَّهِ عَلَى الْعِباد » تعبير شده و حقوق انسان بر خداوند كه در رواياتْ از آنها به « حَقُّ الْمُؤْمِنِ عَلَى اللَّه » تعبير گرديده است .
سومين مجموعهء حقوقى كه رعايتِ آنها بر انسانْ واجب است ، حقوق خانواده است .
حقوق فراوانى در دايرهء حقوق خانواده جاى مىگيرند . بعضى از آنها عبارتاند از :
حق شوهر بر زن ، حق زن بر شوهر ، حق فرزند بر پدر و مادر ، حق پدر و مادر بر فرزند ، حق برادر بر خواهر ، حق خواهر بر برادر ، حق ميهمان بر ميزبان و حق ميزبان بر ميهمان .
همانطور كه مجموعهء انسانهايى كه در يك خانواده زندگى مىكنند ، حقوقى بر عهدهء يكديگر دارند ، حيواناتى هم كه به نوعى در ارتباط با انسان هستند ، حقوقى بر عهدهء انسان دارند ؛ مانند حقوق حيواناتِ سوارى و بارى بر انسان كه در فقه ، تحت عنوان « حَقُّ الدَّابَّةِ عَلى راكِبِها » مطرح شده است .
ساير حيوانات ، مانند سگ و گربهاى كه در محيط انسان زندگى مىكنند نيز حقوقى بر عهدهء انسان دارند .
از جمله حقوقى كه اسلام براى حيوانات ، بر عهدهء انسان قائل است ، حق تغذيهء كافى است . انسان وقتى سوار اسب يا يك حيوانِ سوارىِ ديگر مىشود ، نبايد او را برنجاند .
انسان جز در موارد ضرورت ، حقّ زدنِ حيوانات را ندارد . همچنين در روايات گفته شده است كه چگونه سوار اسب بشويد كه اسب اذيت نشود و . . .
سومين دايرهء حقوقى كه رعايتِ آنها بر انسانْ واجب است ، حقوق همسايه بر همسايه است كه در روايات با عنوانِ « حَقُّ الْجار » مطرح شده است . حق همسايه ، در محدودهاى دور تر از حق خانواده بر انسان ، نسبت به انسان قرار دارد .
چهارمين دايرهء حقوقى كه از نظر اسلام ، رعايتِ آنها بر انسانْ واجب است ، حقوق جامعه است . حقوق جامعه نيز خود ، بخشهاى مختلفى دارد ، مانند : حق انسان بر معلم و مربى و حق معلم و مربى بر انسان ( در بخش آموزش و پرورش ) ؛ حق انسان بر حاكم و حق حاكمِ جامعهء اسلامى بر انسان ( در بخش حقوق سياسى ) ؛ حق يتيمان ، حق مستضعفين ، حق بيچارگان ، حق بيوهزنانِ درمانده ( در بخش حقوق فقرا و محرومين ) .
گستردهترين دايرهء حقوقى كه اسلام بر انسانْ واجب مىشمارد ، حق مؤمن بر مؤمن است كه اين دايرهء اخير ، وسيعترين دايرهء حقوقى در نظام حقوقىِ اسلام است .
اگر ما بخواهيم جامعهء خود را با بازگشت به اسلامْ نوسازى كنيم ، بايد نظام حقوقى اسلام
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 191
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص١٩١