كه در هر موردى كه در اسلامى كردنِ كارها موفق بودهايم ، به همان اندازه ، كارْ پيشرفت كرده و مشكلاتْ حل شده است ؛ بنا بر اين بايد كمر همت ببنديم ، آثار فرهنگ شومِ غربى را از جامعهء خود پاك كنيم و به اسلام باز گرديم تا انشاءالله همهء مشكلات ما حل شود .
احساس مىشود كه در بازگشت به اسلام ، لحظه به لحظهء فرصتها نيز براى ما بسيار مهم است و حتى يك لحظه را هم نبايد از دست بدهيم . ما مىخواهيم فرهنگ اسلامى را در تمام سطح گستردهء اجتماع ، پياده كنيم .
براى اين منظور ، بايد بقاياى آثار فرهنگ تحميلىِ غربى از بين برود و تمام گوشه و كنار مملكت ، هماهنگ با يكديگر ، پيروِ فرهنگ اسلامى باشد .
اسلامى شدنِ تنها گوشهاى از جامعه ، مانند سپاه ، ارتش ، بسيج يا دادگاه انقلابْ بسيار خوب و مطلوب است ؛ اما تا هنگامى كه همهء ابعاد جامعه ، هماهنگ با يكديگر اسلامى نشوند ، مشكلاتِ ما بر طرف نخواهد شد .
ما مىخواهيم به طور كامل ، به اسلام باز گرديم ؛ اما از كجا بايد شروع كنيم ؟
ظاهراً از خيلى جاها مىتوان اسلامى شدن را آغاز كرد .
اسلام بخشهاى مختلفى دارد ؛ مانند بخش احكام ، عبادات ، معاملات ، نظام اقتصادى ، اخلاق و غيره . در ميان مجموعهء فرهنگ و معارف اسلامى ، يك نظام حقوقى نيز داريم .
نظام حقوقى اسلام ، بسيار گسترده و فراگير است . به نظر مىرسد كه اگر ما نقطهء شروعِ بازگشت به اسلام را ، نظام حقوقى اسلام قرار بدهيم ، شايد بيشتر موفق شويم و زودتر هم به نتيجه برسيم .
دولتهاى غربى از شعار حقوق بشر به عنوان ابزارى براى رسيدن به اهدافِ سلطهجويانه و استكبارىِ خود استفاده مىكنند .
هر كشورى كه بخواهد مستقل زندگى كند ، جلساتِ حقوق بشر غرب ، آن كشور را محكوم مىكند .
اما اسلام براى هيچ دولت و فردِ قلدر و سلطهگرى چنين حقّى را قائل نشده است كه در بارهء ديگران تصميم بگيرد ؛ زيرا از نظر اسلام ، انسانِ بىايمان ، ارزشِ انسانى ندارد و به همين دليل ، خطابهاى احكام و پيامهاى حقوقىِ اسلام ، تحت عنوانِ « مؤمن » يا « مُسلِم » است .
به هر حال وضعيتِ حقوق انسان در حقوق بشر غربى ، رسواتر از آن است كه نياز به بررسى داشته باشد .
نظام حقوقى اسلام ، نظامى منسجم و هماهنگ و فراگير است . در اين نظام ، عقيده در كنار انسان ، قرار داده شده است .
نظام حقوقى اسلام ، طرح خود را با وضع حقوق انسان بر خويشتن آغاز كرده است .
اين نظام ، انسان را مجموعهاى از اجزاى متفاوت مانند روح ، مغز ، جسم ، دست ، پا ، چشم و غيره مىبيند و براى هر يك از اين اجزا ، حقّى بر انسان قائل است كه تحت عناوينِ حقّ دست بر انسان ، حقّ چشم بر انسان ، حقّ روح بر انسان و . . . مطرح مىشوند .
از آنجا كه هر يك از اجزاى انسانْ حقّى بر انسان دارند ، حتى اگر انسان در مكانى كاملًا دور افتاده و حتى به دور از هر فردِ ديگرى زندگى كند ، باز هم انجام هر كارى كه موجب ضرر زدن به بدن يا روح انسان شود ، حرام است .
به همين دليلْ خودكشى در اسلام ، حرام و ممنوع است ؛ زيرا موجب تجاوز به حقّ خويشتن است و همچنين اكثر فقها فرمودهاند كه اعتياد حرام است ، زيرا موجب ظلم و ستم به حقّ خويشتن است .
اگر ديگر نظامهاى حقوقى ، فكر مىكنند
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 190
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص١٩٠