و نه با كمونيسم . اسلام ، راه و رسمِ ديگرى غير از اينها دارد . من متأسفم كه در بين گروه اول ، كسانى هستند كه بعضى اوقات به احاديثى متوسل مىشوند ؛ مثلًا مستندِ خود را آن فرمانِ حضرت امير عليه السلام قرار مىدهند كه ايشان به مالك اشتر فرمودند .
اولًا اين فرمايش حضرت ، يك حكم حكومتى است و نمىشود بر طبق آن ، فتوا داد ؛ ثانياً [ اين فرمايش حضرت ] در مورد زكات است ، در حالى كه حكومت اسلامى به وسيلهء خمس ، اداره مىشود .
[ اين ] احتمال هست كه حضرت يا به لحاظ وضع خاصّ منطقه ، چنين حكمى كرده باشند يا اين كه علم داشتند كه مردمِ آن منطقه ، افرادى راستگو و صادق هستند ؛ اما ما حديثى داريم كه مىشود بر طبق آن ، فتوا داد [ و به آن ] عمل كرد و آن اين است كه " فقرا در مال اغنيا شريك هستند " .
مگر نه اين است كه مالِ مورد شركت ، مُشاع است ؛ پس فقرا در مال اغنيا شركت دارند . كسى كه حقوق مالىِ خود را پرداخت نكرده است ، سهمى كه مىبايست پرداخت كند ، به صورت تصاعدى افزايش پيدا مىكند تا آنجا كه اگر كلّيّهء اموالش را هم بدهد ، باز مديون شرعى است .
در مورد مسئلهء زمين ، باز دقت بشود ! احياء موات ، شرايطى دارد . من خودم از ظلم و ستمِ خوانين و فئودالها اطلاع دارم كه چگونه مردمِ فقير را به كار مىگرفتند ، چگونه با زجر و شكنجه ، آنها را به كار كردن وا مىداشتند . در اين گونه موارد ، زمين اگر احياء بشود ، آن ظالم كه مردم را به زور وادار به كار كرده ، مالك نمىشود . اينها چنين مال جمع كرده ، صاحبِ دَهها و صدها هكتار و گاهى بيشتر ، زمين شدهاند .
من نمىگويم كسى كه خانه دارد ، در يكى ساكن است و ديگرى را اجاره داده تا از مال الاجاره زندگى كند ، خانهء او را بگيرند يا كسى كه به زحمتْ زمينى را آباد كرده و حالا زندگى خود را از همان مىگذراند ، بروند و آن را بگيرند ؛ اما ببينيد اين ثروتهاى بزرگْ چگونه انباشته شده ؟
من احتمالِ اين را كه اينها حقوق شرعىِ خود را كامل پرداخته باشند ، حتى در يك نفرشان هم نمىدهم . در مواردى كه اگر [ حتى ] تمام اموالشان [ هم ] گرفته شود ، باز بابت حقوق شرعى بدهكارند .
وقتى در پاريس بودم ، عدهاى از سرمايهدارها حس كرده بودند [ كه ] رژيم سابق ، رفتنى است . لذا براى اين كه در حكومتِ بعدى هم به همان گونه باشند و زندگى كنند ، پيش من آمدند كه مىخواهيم وجوه شرعىِ خود را پرداخت كنيم . مقصودِ آنها را فهميدم ، گفتم : شما برويد اساسِ كارتان را درست كنيد ، من پولى از شما نمىگيرم .
الان هم عدهاى هستند كه مىروند مثلًا صد هزار تومان به يكى از آقايان مىدهند كه اين ، حقوق شرعى است در عهدهء من . آنها هم مىگويند : بله ، فلانى وجوه شرعىِ خود را پرداخته . در حالى كه اين شخص ، پنجاه ميليون تومان از اين بابت بدهكار است و مىخواهد با دادن پنجاه هزار تومان ، اموالش را تصاحب كند .
شما بياييد احكام الهى را اجرا كنيد ! بايد قوانينى وضع بشود كه حقوق محرومين و فقرا به آنها باز گردانده شود ، اين وظيفهء شما است .
متأسفانه در بعضِ موارد ، قوانينْ خوب است ، ولى خوب اجرا نمىشود . ما مأمورين خوب ، كم داريم . اگر مأمورين اجرا ، افراد صالح و واردى باشند ، ديگر سر و صداى كسى در نمىآيد . براى اين امر هم بايد فكرى كرد .
من از خداوند مىخواهم كه به همه ،
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 172
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص١٧٢