تخطي إلى المحتوى الرئيسي

همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
ندارند و احكامِ صادر شده در آنها تا حدّ زيادى بستگى به سليقهء حاكم شرعِ آنها دارد ، متأسفانه پيروزى آنها در مورد پس گرفتن اموال غارت شدهء كشور ، همانند پيروزى آنها در مبارزه با گروهك‌ها ، چشمگير و صد در صد نبوده است . به عنوان مثال ، يك حاكم شرع در بررسى اموال يك نفر به نظرش مىرسد كه اموالش بايد توقيف يا مصادره شود ؛ بعد آن شخص ، شكايت مىكند و حاكم شرع ديگرى ، همان پرونده را بررسى مىكند و مدارك به نظرش كافى نمىرسد و حكم مىكند كه آن اموال به صاحبش پس داده شود . به طور خلاصه ، سليقه‌هاى افراد مختلف ، بسيار با يكديگر متفاوت است و يكى تند مزاج و ديگرى كند مزاج است . عدم وجود قانون مدوّن براى دادگاه‌ها و دادسراهاى انقلاب ، موجب مىشود كه سليقه‌هاى شخصىِ متفاوتِ حاكم شرع دادگاه‌هاو دادسراها تأثير فراوان در احكام صادره از سوى آنها داشته باشد . دخالت سليقه‌هاى حكّام شرع در احكامِ آنها سبب شده است كه آنها نتوانند در زمينهء باز پس گرفتن اموالِ غارت شدهء كشور ، همانند مبارزه با گروهك‌ها به پيروزىِ صد در صد دست يابند . اگر شخصى كفشِ كسى را دزديد ، آيا بايد آن كفش را از او پس گرفت ؟ اگر پرتقال‌فروشى ، يك كيلو پرتقال را گران فروخت ، آيا بايد او را جريمه و مجازات كرد ؟ حال ، اگر شخصى يك جنگل يا چاه نفت يا منابع زيرزمينى را غارت كرد و دزديد ، آيا بايد به حسابِ او رسيدگى شود يا خير ؟ اگر شخصى ، امير ارتش بوده و براى اينكه كودتا نكند ، اختيارِ مقدار زيادى از جنگل را به او داده‌اند و سرش را در جنگل بند كرده‌اند ، آيا بايد به حسابِ او رسيدگى شود يا خير ؟ اين ثروت‌هاى انبوه و نامشروعى را كه وابستگان رژيم شاه ، انبار مىكردند ، اينها را از آمريكا و روسيه و اروپا به ايران نمىآوردند ؛ بلكه اين ثروت‌ها ، همه متعلق به خودِ اين مملكت است . اين ثروت‌ها را هم خودِ آن وابستگان شاه ، خلق نكرده‌اند ؛ بلكه كفش و كلاهِ آن محروم و بيچاره‌اى است كه بى كفش و كلاه در كوچه‌ها راه مىرود . ثروت‌هاى اين محرومين را روى هم گذاشتند و آن كوه‌هاى نامشروعِ ثروت را به وجود آوردند . به اين اموال ، بايد رسيدگى شود تا اگر نامشروع است ، پس گرفته شود و نمىتوان از اين اموال صرف نظر كرد . ( تكبير نمازگزاران ) اگر ما بخواهيم از اين اموال ، صرف نظر كنيم ، ديگر اين حكومت ، حكومت مستضعفين نيست ؛ اين نظام ، نظام حمايت از مستضعفين نيست . براى تأييد و تقويت بيشترِ اين مطلب ، قسمتى از سخنان حضرت امام را كه در ديدار با اعضاى شوراى نگهبان بيان فرموده‌اند ، از روى نوشته ، برايتان مىخوانم . متن سخنان حضرت امام چنين است : « بسم الله الرحمن الرحيم . امروز ما گرفتار دو جريان هستيم ، يكى آن جريانى است كه همين كه به نفع مستضعفين و محرومين ، سخن گفته مىشود و از كاخ‌نشين‌ها و غاصبانِ حقوق مردم صحبتى مىشود ، مىگويند : اين همان كمونيسم است و جريان ديگر اين كه وقتى گفته مىشود : خودسرانه اقدام به تقسيم زمين يا گرفتن اموال ، ننماييد ! مىگويند [ اين ] طرفدارى از سرمايه‌دارها و فئودال‌ها است . در حالى كه همان طورى كه مىدانيد ، اسلام نه با سرمايه‌داران موافق است