وَالْقِوَامُ . » « 1 »
[ بندگان خدا ! شما را سفارش مىكنم به ترس از خدا . ترس از خدا مهارى است - كه شما را به راه سعادت در آرَد ، و در طريق - بندگى بر پا دارد . ]
گاه انسان در نهج البلاغه به جملاتى برخورد مىكند كه از گستردگى معنا و محتواى يك كتاب ، برخوردار هستند ؛ اين جمله نيز اينچنين است .
شما را به تقوا سفارش مىكنم .
تقوا چيست ؟ « فَإِنَّهَا الزِّمامُ . » تقوا نگه دارنده و كنترل كننده است . يعنى اى انسان ! تو همچنان كه عقل دارى ، شهوت و غضب و هوس هم دارى . تو كه با اين خصلتها درگير هستى ، تو كه هوسهاى مختلف در روح و وجود تو لانه گزيده است ، همانند اسبى سركش هستى ؛ به هر ميدان كه وارد مىشوى ، مىخواهى خصلتهاى خود را در آن آشكار و ظاهر كنى .
صحنههاى مختلف زندگى مانند اقتصاد ، سياست ، پُست و مقام ، خريد و فروش و معامله ، ميدانهاى تاخت و تازِ اسبِ سركشِ هوسهاى تو هستند .
پس اى انسان ! تو نيازمندِ يك زمام ، يك مهارِ نگه دارنده ، جلودار و كنترل كننده هستى . بدترين انسانها كسى است كه هيچ كنترل كننده و جلودارى نداشته باشد .
چنين انسانى ، در هر صحنهاى كه وارد شود ، از انجام هيچ عملى خوددارى نمىكند .
تنها چيزى كه مىتواند انسان را كنترل كند ، تقوا است . اگر تقوا داشته باشيد ، مىتوانيد در فقر و غنا ، در اوج قدرت و ضعف و در هر شرايطى ، خود را كنترل و حفظ كنيد .
همچنين تقوا سبب قوام و استوارى است .
آيا شما مىخواهيد كارهايتان استوار باشد ؟
آيا مىخواهيد كارهايتان نابسامان نباشد و به هم نريزد ؟ تنها چيزى كه مىتواند به زندگى شما استوارى ببخشد ، تقوا است .
« فَتَمَسَّكُوا بِوَثَائِقِهَا . » « 2 »
پس در زندگى ، دستگيرههاى محكمِ تقوا را به دست گيريد و آنها را رها نكنيد ؛ با چنگ زدن به دستگيرههاى تقوا ، خودسازى كنيد و متقى باشيد .
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ اذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فى دينِ اللَّهِ افْواجاً فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ انَّهُ كانَ تَوّاباً « 3 »
خطبهء دوم
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلى سَيِّدِنا ابِى الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطَّاهِرينَ .
هنوز جنگ مهمترين مسئلهء كشور ماست ، هنوز دشمنان ما مىگويند : ايران جنگ طلب است و نمىخواهد جنگ تمام شود ، ولى عراق صلح طلب است و خواهانِ قطع جنگ است . خلاصه اين كه هنوز دشمنان ما با تمام توان خود عليه ايران ، تبليغ و دروغپراكنى مىكنند .
در ابتداى جنگ تحميلى ، موقعيت دفاعى ما صفر بود . ما از صفر شروع كرديم و به جاى خوبى رسيدهايم . صدام با دستِ پُر شروع كرد ، اما به جاى بدى رسيده است .
استكبار جهانى پيوسته تبليغ مىكند كه ايران در جنگ ، موقعيت ضعيفى دارد .
ما از آنها سؤال مىكنيم : ابتكار جنگ در دست ماست يا در دست صدام ؟ آيا اوست كه بايد سرنوشت جنگ و صلح را تعيين كند يا ما ؟ اگر سرنوشت جنگ ، در دست صدام
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، ترجمهء دكتر سيد جعفر شهيدى ، خطبهء 195 ، ص 230 .
( 2 ) - همان .
( 3 ) - سورهء نصر ( 110 ) .