مىتواند ثروت داشته باشد تا دولتْ مازاد آن را از او بگيرد ؟ و امثال اين مباحث ، همه انحرافى هستند .
چه كسى نمىداند كه مالكيّت خصوصى از نظر اسلام ، مشروع و محترم است ؟
چه كسى نمىداند كه مالكيّت ثروت مشروع ، محدودهء كمّى و مقدارى ندارد ؟
چه كسى نمىداند كه از نظر اسلام ، سقف ثروتْ وجود ندارد ؟ آيا در فقهِ ما ، ثروت مشروع ، محدود به مقدار مشخص و معيّنى شده است ؟
ما هرگز نمىگوييم كه معناى اجراى عدالت اجتماعى ، از بين بردن مالكيّت خصوصىِ افراد است . ما مىگوييم : معناىِ « قُلْ امَرَ رَبّى بِالْقِسْط » اين است كه سيستم مالى كشور بايد به گونهاى تنظيم شود كه تقسيم ثروت ، عادلانه و بر اساسِ قسط باشد .
تقسيم عادلانهء ثروت بر اساس قسط ، اين است كه همهء مردم جامعه از مسكن و دارو و امكانات تحصيلى و ساير وسايل لازمِ زندگى برخوردار باشند . اساساً يكى از اهداف وجود دولت ، تنظيم توزيع عادلانهء ثروت است .
پس از اينكه دولتْ توزيع درآمد را به گونهاى عادلانه تنظيم كرد ، باز هم درآمد افراد يكسان نخواهد بود ؛ بعضى از مردم به دليل كار و تلاش بيشتر ، هوش و استعداد فراوانتر و عواملى مانند اينها ، درآمد بيشترى خواهند داشت . از نظر اسلام ، اين اضافه درآمد آنها ، عادلانه و مشروع است و هيچ ايرادى ندارد .
درآمدهايى كه افراد قبل از تنظيم عادلانهء سياستِ توزيع درآمد ، به دست آوردهاند ، اگر از راههاى حلال به دست آمده است ، آنها نيز مشروع و محترماند ؛ امّا اگر از راههاى حرام - مانند ربا - به دست آمدهاند ، اين گونه ثروتها مشروع نيستند .
برادران و خواهران گرامى ! ثروتهاى انبوه چگونه جمع شده است ؟ آيا اين ثروتها همگى مشروع هستند ؟ آيا اين ثروتها از طريق معاملات ربوى با بانكهاى زمانِ شاه به دست نيامدهاند ؟ اگر فرصت مناسبى در اختيار بود ، من احكام شرعىِ معاملات را بيان مىكردم تا روشن شود كه آيا اين ثروتهاى سرشار ، همه مشروع هستند ؟
در اينجا تنها به فتوايى از حضرت امام كه به اين مسئله مربوط است ، اشاره مىكنم .
ايشان مىفرمايند : قرض ربوى موجب حلّيّت مال نمىشود . بنا بر اين ، اموالى كه از طريق قرض ربوى به دست مىآيند ، حرام و نامشروع هستند .
اين كه مىگوييم اقتصاد در خدمت مستضعفين باشد ، معنايش اين است كه بايد بر اساس ضوابط فقه اسلام ، سياستهايى در كشور تنظيم و اجرا شود كه در اثر آنها فقر و محروميت در كشور ما از بين برود .
الحمد للّه ، فقه ما بسيار غنى است .
يكى از تفاوتهاى انقلاب ما با ساير انقلابها ، بهرهمند بودن ما از پشتوانهء بسيار قوى فقه اسلام مىباشد .
علما ، دانشمندان ، مجتهدين و محدّثين ما ، هزار و چهارصد سال در بارهء احكام اسلام و فقه اسلام ، تحقيق و تأليف نمودهاند .
در اثر تلاشهاى آنها ، ما از ميراث علمىِ عظيمى برخوردار هستيم . البته ما نيز بايد كوشش كنيم تا نظريات اسلام را در مواردى كه نياز داريم ، از منابع معتبر آن استخراج و تنظيم و ارائه كنيم .
با وجود نيروهاى عظيمِ روحانىِ كشور ، گمان نمىكنم تنظيم قوانين بر اساس نظريات اسلام ، كار چندان مشكلى باشد .
حضرت امير المؤمنين عليه السلام مىفرمايد :
« اوصيكُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ فَإِنَّهَا الزِّمَامُ
همپاى انقلاب (خطبه هاى نماز جمعه) (فارسى) — صفحة 88
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٨٨