نخستين سورهاى كه در آن امر به قيام و انذار و به عبارت ديگر امر به رسالت شده سوره مدّثّر است ، زيرا در هيچ كدام از آن سه سوره شريفه ، دستور قيام و انذار نيست بلكه راجع به انسان و خلقت او و خوبى و بدى و نكوهش از مردمان بدكار سخن به ميان آمده و راجع به وحى و نبوت و پيامبرى هم صحبت شده و از اعمال رسول اكرم ( ص ) و خواندن نماز شب و تلاوت قرآن سخن گفته شده اما با صراحت دستور به قيام و انذار داده نشده است . نخستين سورهاى كه در آن اين دستور داده شده ، سوره مدّثّر است و به نظر مىرسد مراد از آنچه در سوره مزّمّل فرموده است : إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيكَ قَوْلًا ثَقِيلًا ، « 1 » همين باشد ، زيرا رسالت نسبت به نبوت سختتر و پر مسؤوليتتر است ، لذا خداوند به عنوان مقدمه مىفرمايد : به زودى به شما سخنى سختتر و مسؤوليتى پر زحمتتر خواهم داد .
درست است كه رسولالله ( ص ) از روز اول در ميان مردم سخن مىگفت و قرآن مىخواند و مژده پيامبرى و وحى را مىداد و مىگفت : « راه من كه راه خداست اين چنين است » و همين مقدار كافى بود كه مردم مطلع شوند و متعرض او و پيروان او شوند و به انتظار ننشينند كه رسولالله آنها را به دين خود دعوت كند تا آنها مقابل او بايستند . او مشغول كار خود بود ، پيروان خود را هدايت مىكرد و قرآن مىخواند آنها به سراغ او مىآمدند و متعرض مىشدند تا اينكه سوره مدّثّر نازل شد و پيامبر دعوت مردم را شروع نمود .
هامش
( 1 ) . سوره مزمل ، آيه 5 .