تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
كارگر را به رسميت نمىشناخت و از مالكيت بىحد و حصر طبقه سرمايه دار بر ابزار توليد دفاع مىكرد ، در عمل با اشكالات عديده‌اى روبهرو گرديد ؛ دو قطبى شدن شديد جامعه و سخت‌تر شدن زندگى بر طبقات محروم و مستضعف جامعه و از طرف ديگر انباشت سريع سرمايه كه امكان استفاده از شيوه‌هاى « توليد سرمايه بر » را فراهم ساخته و بيكارى را براى طبقه كارگر به ارمغان مىآورد مشكل عمده‌اى براى نظام نوپاى سرمايه‌دارى بود ؛ زيرا هر آن امكان طغيان اين طبقه محروم وجود داشت ، لذا به ناچار قدرى از اصول افراطى خويش دست كشيده و به اصلاحاتى پرداختند و بدين ترتيب با فراهم آوردن رفاه نسبى براى طبقه كارگر امكان طغيان و بروز انقلاب كاهش يافت ؛ ليكن نظام سرمايه‌دارى آزاد قرن نوزدهم به دليل نارسايىها و عدم كارايى سيستم بازار كه بسيار مورد توجه تئوريسين‌هاى كلاسيك بود ، مجدداً به اشكالات عمده‌اى برخورد نمود كه نقطه بارز آن بحران معروف 1929 مىباشد . از طرف ديگر در اردوگاه سوسياليسم نيز به كارگيرى اصولى خشن كه هيچ‌گونه جايى براى مالكيت خصوصى نمىشناخت و تمام تلاش خويش را صرف از بين بردن و محو كامل مالكيت فردى و جايگزين كردن مالكيت دولتى به جاى آن مىنمود مشكلات عديده‌اى بروز كرد و اين حقيقت را بر رهبران بلوك سوسياليسم