تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
تشخيص مىدهد » . باز هيچ كدام از اين‌ها و صدها نظاير آن ، واقعيت دين را به طور روشن و جامع براى ما بيان نمىكند و شايد بيش از اين هم نبايد توقع داشت . اين‌ها كه دانشمندان علم الاجتماع يا روانشناس يا نويسنده متفكرى محسوب مىشوند طبعاً از دريچه علمى كه رشته تخصصى آنهاست به دين نگاه مىكنند و فقط از آن نظر دين را مورد بررسى قرار مىدهند و به جنبه‌هاى ديگر كمتر توجه مىكنند يا اصلًا توجه نمىكنند ، شايد غالباً يك محيط كوچك را ديده‌اند و مىخواهند قضاوت عمومى كنند . پيداست كه اين رويه چه اشتباهات بزرگى را بار مىآورد . دليل روشن اين مطلب اختلاف زيادى است كه در گفته‌هاى آنها به چشم مىخورد ، مثلًا اگر آن دو نظريه اول را با اين بيان كه يكى از نويسندگان بزرگ گفته است كه : « دين عبارت است از شناختن و نگه داشتن ارتباط انسان با آفريدگار » بسنجيم ؛ هيچ شباهتى در بين آنها نمىبينيم . به عقيده ما اگر بخواهيم در اين مورد بيان صريح‌تر و روشن‌تر داشته باشيم كه در عين حال صددرصد با حقيقت هم تطبيق كند ، بايد از آنهايى كه بنيان‌گذاران دين در اجتماعات بشرى هستند و تشكيلات دين را آنها برپا كرده‌اند بپرسيم ، لذا گفته‌هاى قرآن را كه تنها كتاب دست نخورده آسمانى است از جاهاى مختلف آن نقل مىكنيم :
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 196 | السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي