اين دو مورد يقيناً راجع به قرآن به كار رفته است . اما سه مورد ديگر بنابر نظر مشهور ، مراد قرآن است .
15 - 16 . خداوند مىفرمايد : كافران كه به آيات الهى ايمان نمىآورند آيا منتظر تأويل آن هستند ؟ روزى كه تأويل آن ( و عاقبت كار ) برسد ( يعنى روز قيامت ) . . . هَل ينظُرون الا تَأويلَهُ يومَ ياتي تَأويلُهُ و با توجه به آيه قبل كه مىفرمايد : وَلَقَدْ جِئْنَاهُم بِكِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَى عِلْمٍ « 1 » ، ضمير ( تأويله ) به كتاب باز مىگردد .
17 . خداوند بعد از تحدى با مشركين مىفرمايد : وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ « 2 » ؛ و هنوز تأويل آن فرا نرسيده است .
تفاوت تأويل و تفسير
بعد از روشن شدن معنا و موارد استعمال اين دو واژه اين سؤال مطرح مىشود كه ميان اين دو واژه چه نسبت و ارتباطى وجود دارد و اساساً آيا با هم تفاوت مىكنند يا خير ؟ عدهاى براين باورند كه آن دو به يك معنا هستند و هيچ تفاوتى با هم ندارند . « 3 » در مقابل گروهى بر اين باورند كه تفسير اعم از تاويل است . « 4 »
اما با توجه به معنى اين دو واژه و دقت در موارد استعمال آن ، نمىتوان گفت تأويل و تفسير به يك معناست ؟ بلكه تأويل يعنى
هامش
( 1 ) . سوره اعراف ، آيه 52 .
( 2 ) . سوره يونس ، آيه 39 .
( 3 ) . ابن جرير ، تفسير طبرى ، ج 6 ، ص 204 ؛ شيخ طوسى ، التبيان ، ج 2 ، ص 399 .
( 4 ) . زركشى ، البرهان ، ج 2 ، ص 285 .