اوّل : مرتدّ فطرى ، و او شخصى است كه پدر و مادرش و يا يكى از آنها هنگام انعقاد نطفهء او و هنگام تولدش مسلمان بودهاند و وى تا هنگام بلوغ ، تحت سرپرستى و تربيت دينى آنها و يا كسى بوده كه اجمالًا مقيّد به شرع اسلام و احكام آن بوده است و پس از بلوغ ، اظهار اسلام نموده و سپس از دين اسلام خارج شده و آن را اظهار نموده است و اگر يكى از اين قيود نيز موجود نباشد ، احكام مرتدّ فطرى بر وى جارى نمىشود .
دوم : مرتدّ ملّى ، و او شخصى است كه هنگام انعقاد نطفه يا هنگام تولّدش هيچ كدام از پدر و يا مادرش مسلمان نبودهاند و پس از بلوغ ، اظهار اسلام نموده و سپس از دين اسلام خارج شده است .
« مسألهء 2919 » اگر زن پيش از آن كه شوهرش با او آميزش كند « مرتدّ » شود ، عقد او باطل مىگردد ، ولى اگر بعد از آميزش مرتدّ شود ، بايد به دستورى كه در احكام طلاق گفته خواهد شد عدّه نگهدارد ، پس اگر در بين عدّه مسلمان شود ، عقد باقى است و اگر تا آخر عدّه مرتدّ باقى بماند ، عقد باطل است .
« مسألهء 2920 » اگر مردى پس از ازدواج مرتدّ فطرى شود ، زنش بر او حرام مىشود و بايد به مقدارى كه در احكام طلاق گفته مىشود ، عدّهء وفات نگهدارد .
« مسألهء 2921 » اگر مردى پس از ازدواج و پيش از آميزش با همسر خود ، مرتدّ ملّى شود ، عقد او باطل مىگردد و اگر بعد از آميزش مرتدّ ملّى شود ، زن او بايد به مقدارى كه در احكام طلاق گفته مىشود عدّه نگهدارد ، پس اگر پيش از تمام شدن عدّه ، شوهر او دوباره مسلمان شود ، عقد باقى است و گرنه باطل است .
« مسألهء 2922 » اگر زن در عقد با مرد شرط كند كه او را از شهرى بيرون نبرد و مرد هم قبول كند ، نبايد زن را از آن شهر بيرون ببرد .
« مسألهء 2923 » اگر زنِ انسان از شوهر قبلى دخترى داشته باشد ، انسان مىتواند آن دختر را براى پسر خود كه از آن زن نيست عقد كند و نيز اگر دخترى را براى پسر خود عقد كند ، مىتواند با مادر آن دختر ازدواج نمايد .
« مسألهء 2924 » اگر زنى از راه زنا آبستن شود ، جايز نيست بچّهء خود را سقط كند .
رساله توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 550
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٥٥٠