« مسألهء 2104 » اگر مالك از پرداخت زكات امتناع نمايد ، مستحق نمىتواند به عنوان تقاص و گرفتن حقّ خود از مال او چيزى را بردارد ؛ مگر اين كه از حاكم شرع جامعالشرايط اجازه بگيرد .
« مسألهء 2105 » فقير نمىتواند زكات را به كمتر از مقدار آن صلح كند يا چيزى را گرانتر از قيمت آن بابت زكات قبول نمايد يا زكات را از مالك بگيرد و به او ببخشد .
« مسألهء 2106 » انسان مىتواند از مال زكات ، قرآن ، كتاب دينى يا كتاب دعا بخرد و وقف نمايد ، اگرچه بر اولاد خود و بر كسانى وقف كند كه خرج آنان بر او واجب است ، مشروط بر آن كه مصلحت دينى براى عموم مردم داشته باشد و نيز مىتواند توليت وقف را براى خود يا اولاد خود قرار دهد .
« مسألهء 2107 » انسان نمىتواند از زكات ملك بخرد و بر اولاد خود يا بر كسانى كه مخارج آنان بر او واجب است وقف نمايد كه عايدى آن را به مصرف مخارج خود برسانند .
« مسألهء 2108 » فقير مىتواند براى رفتن به حجّ و زيارت و مانند اينها زكات بگيرد .
« مسألهء 2109 » اگر مالك ، فقير را وكيل كند كه زكات مال او را بدهد ، چنانچه آن فقير احتمال دهد كه قصد مالك اين بوده كه خود آن فقير از زكات برندارد ، نمىتواند چيزى از آن را براى خودش بردارد و اگر بداند قصد مالك اين نبوده ، مىتواند براى خودش هم زكات را بردارد .
« مسألهء 2110 » اگر فقير شتر ، گاو ، گوسفند ، طلا و نقره را بابت زكات بگيرد ، چنانچه شرطهايى كه براى واجب شدن زكات گفته شد در آنها جمع شود ، بايد زكات آنها را بدهد .
« مسألهء 2111 » اگر دو نفر در مالى كه زكات آن واجب شده با هم شريك باشند و يكى از آنان زكات قسمت خود را بدهد و بعد مال را تقسيم كنند ، حتى اگر بداند شريكش زكات سهم خود را نداده ، تصرّف او در سهم خودش اشكال ندارد .
« مسألهء 2112 » كسى كه خمس يا زكات بدهكار است و كفاره و نذر و مظالم هم بر او واجب است و قرض هم دارد ، چنانچه نتواند همه آنها را بدهد ، اگر مالى كه خمس يا زكات آن واجب شده ، از بين نرفته باشد ، بايد دادن خمس و زكات را بر بقيه مقدم كند و
رساله توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 378
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٣٧٨