[ 1848 ] سؤال 12 : كسى به واسطهء داشتن ملك بزرگى مستطيع شده ، ولى فعلًا كسى ملك او را نمىخرد تا به مكه برود . آيا لازم است براى رفتن به مكه قرض كند تا در فرصت مناسب ملك خود را به فروش رساند و قرضش را ادا كند يا مىتواند تا زمان فروش ملك ، رفتن به حج را به تأخير اندازد ؟
پاسخ : در فرض مذكور ، چنانچه قرض كردن براى او مشكل نباشد و پس از بازگشت بتواند به آسانى آن را پرداخت كند ، مستطيع است و بايد قرض كند و تأخير حج جايز نيست .
[ 1849 ] سؤال 13 : كسى مالى دارد كه به وسيلهء آن مستطيع مىشود ؛ ولى آن مال در دسترس او نيست . وظيفهء اين فرد در مورد حج چيست ؟
پاسخ : چنانچه مطمئن است كه مال مذكور قابل تحصيل است ، مستطيع است و موظّف است در صورتى كه قرض گرفتن براى او مشكل نباشد و به آسانى بتواند آن را بپردازد ، قرض بگيرد و حج را انجام دهد ، والّا لازم نيست .
[ 1850 ] سؤال 14 : آيا كسى كه با قرض كردن حج به جا مىآورد ، كفايت از حَجّة الاسلام مىكند يا خير ؟
پاسخ : اگر مستطيع نباشد و براى حج قرض كند ، حجّ او مجزى از حَجّة الاسلام نيست ، هر چند بتواند به سهولت قرض خود را ادا نمايد و اگر بدون قرض كردن ، مستطيع باشد ، ولى قرض كند و با پول قرضى حج را به جا آورد ، مجزى از حَجّة الاسلام است .
[ 1851 ] سؤال 15 : اگر كسى كه براى حج مستطيع شده ، قبل از رفتن به حج ، همسرش مهريهء خود را مطالبه نمايد و با پرداخت مهريهء او از استطاعت خارج شود ، آيا باز هم رفتن به حج بر او واجب است يا خير ؟
پاسخ : اگر در سالهاى قبل مستطيع بوده و مىتوانسته به حج برود و نرفته و حج بر او مستقر شده و سپس همسرش از او طلب مهريه نموده ، چنانچه امكان
استفتائات (فارسى) — صفحة 494
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٤٩٤