خاصى نمىباشد ، بلكه چنين پديدهاى ، در هر سرزمينى امكان بروز و ظهور دارد .
3 . مباحث پزشكى تغيير جنسيت با مباحث حقوقى ، فقهى و اخلاقى اين مسأله ، ارتباط تنگاتنگى دارد . در هر كشورى كه پديدهء تغيير جنسيت به وجود آمده و يا در شُرُف وقوع بوده ، هم زمان با آن در مراكز علمى و دانشگاهى از روايى يا ناروايى ، يا مشروعيت وعدم مشروعيت آن سخن به ميان آمده است . در جوامع اسلامى ، عمدتاً تحت عنوان : « جواز يا عدم جواز » و يا تحت عنوان : « حرام يا حلال » مورد ارزيابى قرار گرفته است و در جوامع غير اسلامى عمدتاً تحت عنوان : « غير اخلاقى بودن يا اخلاقى بودن » و يا « قانونى يا غير قانونى بودن » مورد ارزش گذارى قرار گرفته است .
4 . پديدهء تغيير جنسيت ، علاوه بر جديد و نو بودن آن ، با انعكاس و سر و صداى فراوان همراه بوده است . هميشه افكار عمومى و رسانههاى تبليغاتى به صورت مثبت يا منفى در مقابل آن موضع گرفتهاند . ذكر اين امر ، از آن جهت مهم است كه بيماران تراجنسيتى ( خنثاى روانى يا
Ts )
چه قبل از عمل جراحى و چه پس از آن ، از مشكلات و ناراحتىهاى روانى ، اجتماعى و خانوادگى رنج مىبرند . هرگاه پس از تغيير جنسيت ، بيمارى اختلال هويت جنسى آنان درمان يابد ، تازه برخى مشكلات و ناراحتىهاى جديد نمايان شده و شديداً آنان را آسيبپذير مىسازد .
ناگفته نماند كه اين مشكل ، خاص ايران نيست ، بلكه در همه جوامع و كشورها به صورت كم يا زياد وجود دارد . علل و عوامل گوناگونى در اين امر نقش دارد . از جمله عدم اطلاع رسانى صحيح مىباشد . رسانههاى صوتى و تصويرى به اين مسأله توجه نكردهاند و رسانههاى نوشتارى مانند : روزنامهها ، هفتهنامهها ، مجلات و سايتهاى اينترنتى به صورت دلسوزانه آن را مورد بررسى و تحليل قرار ندادهاند ، بلكه به آن به عنوان يك خبر داغ و جلبكنندهء مشترى نگريسته شده است . برخى گزارشهاى حاكى از آن است كه درصد كمى از بيماران اختلال هويت جنسى كه موفق به تغيير جنسيت شدهاند ، به دليل عملكرد منفى خانواده يا اقوام و دوستان دست به خودكشى زدهاند . اساساً آمار دقيقى از افرادى كه تغيير جنسيت يافتهاند ، در اختيار نداريم و اين افراد پس