است : « او از حيث هيكل ، قيافه و استخوان بندى يك مرد كامل العيارى است ، اما احساسات و نشانههاى اناثيت ( زن بودن ) بيشتر بر او غلبه داشته است » . « 1 » 2 . عمدتاً تغيير جنسيت در مورد اين افراد در سنين 18 تا 28 سال صورت مىپذيرد ؛ يعنى كسانى كه دوران نوجوانى و بلوغ را سپرى نموده و وارد دوران جوانى شدهاند . دليل اين امر دقيقاً روشن نيست . شايد اين امر از آن جهت است كه افراد در اين سن ، بيشتر امكان بروز شخصيت پيدا كرده و مىتوانند خواستههاى خويش را بيان كنند ، و يا اينكه افراد در سنين 18 تا 28 سال غالباً از نظر ازدواج تحت فشار هستند كه با جنس مخالف ازدواج كنند ، در حالى كه اساساً افراد تراجنسيتى ، هيچ علاقهاى به ازدواج ندارند . به عبارت ديگر ، « تراجنسيتى مذكر » به هيچ وجه تمايل ندارد با يك زن ازدواج كند ، چه اينكه او خود را زن مىداند . نيز « تراجنسيتى مؤنث » به هيچ وجه تمايل ندارد كه با يك مرد ازدواج كند ، چه اينكه او خود را مرد مىداند .
3 . افرادى كه دچار اختلال هويت جنسى هستند ، مخصوصاً از نوعِ حاد آن ، به راحتى به عمل جراحىهاى سنگين و خطر آفرين تن مىدهند . در گزارش فوق آمده است كه : « اين جانب با طيب خاطر ، بدون اينكه داراى اختلال حواس باشم حاضرم كه مرا عمل كرده و از حالت مردى مرا تبديل به زن كنيد و اگر هم مرا عمل نكنيد خودم را خواهم كُشت » . « 2 » اين امر نشان دهندهء اوج « اختلال هويت جنسى » آنان است ، چون دچار عدم تطابق جنسى هستند . به عبارت ديگر ، از نظر ظاهر همانند مردان مىباشند ، ولى از نظر روانى خود را كاملًا زن مىدانند ، و يا بر عكس . اين عده فكر مىكنند چنانچه عمل جراحى كنند ، از حالت « عدم تطابق جنسى » و يا « اختلال هويت جنسى » رهايى پيدا مىكنند ، در مواردى كه با تغيير جنسيت آنان موافقت نشده است ، دست به خودكشى مىزنند .
با توجه به اطلاعاتى كه نگارندهء اين سطور از اين افراد بيمار به دست آورده است ، تراجنسيتىها فوقالعاده احساساتى و زود رنج مىباشند ، مخصوصاً از آن جهت كه آنان
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . همان .