جنسيت بنده بىخبر بود ، از طريق يكى از همسايهها از ماجرا آگاه شد . همين امر به جدايى ما انجاميد .
او از تغيير جنسيت خويش و از راهى كه انتخاب كرده بود ناراحت نبود . حتى دو بار ازدواج ناكام ، او را افسرده نساخته بود . ناراحتى او از آن جهت بود كه شغل خويش ( رانندگى تريلى ) را از دست داده بود . او مىخواست همانند سابق ، به عنوان رانندهء تريلى ( ترانزيت ) كار كند ، اما هيچ شركتى حاضر نبود او را به اين كار گمارد . او مىخواست در آمدى كسب نمايد تا بتواند همانند گذشته ، از فرزندان خويش حمايت مالى نمايد . . . . .
مورد ششم : خانمى انگليسى از لندن و از طريق ايميل تماس گرفت . او از اينكه مىديد فقهاى اسلام و در رأس آنان مرحوم امام خمينى با تغيير جنسيت مخالفتى ندارند ، تعجب مىكرد و از تئورى اين جانب - حق تغيير جنسيت براى بيماران اختلال هويت جنسى به عنوان حقى از حقوق بشر - شديداً جانبدارى مىكرد و خواهان ملاقات و مصاحبه با نگارنده بود . اگر چه هنوز به ايران نيامده است ، ولى اطلاعات نسبتاً مفيدى از تغيير جنسيت و بيماران اختلال هويت جنسى از كشور انگلستان برايم ارسال داشت . از جمله اينكه از نظر كليساى مسيحى ، تغيير جنسيت حرام است ؛ چون اين كار از نظر كليسا ، تغيير در خلقت خدا محسوب مىشود !
بعدها و از طريق برخى دوستان متوجه شدم اين خانم كه عكس خويش را نيز برايم فرستاده است و مدافع سرسخت تغيير جنسيت است ، خود قبلا مرد بوده و به زن تغيير جنسيت داده است ! !
تغيير جنسيت از منظر فقه وحقوق (فارسى) — صفحة 386
مساهمون: محمد مهدى كريمى نيا
ص٣٨٦