تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تغيير جنسيت از منظر فقه وحقوق (فارسى) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
عمل تغيير جنسيت براى اين افراد مجاز است ، اما آيا در حقيقت اين كار ، كار درستى است ؟ و آيا دخالت در آفرينش و حكمت خداوندى به شمال نمىآيد ؟ چه تضمينى وجود دارد كه نشان دهد خداوند از عمل تغيير جنسيت قهرش نمىگيرد ؟ فقه حكم به عقل و ظاهر مىدهد ، اما معرفت الهى چطور ؟ اگر خدا مىخواست من زن باشم پس چرا مرا مرد خلق كرد ؟ ! اگر مرا مرد خلق كرد ، چرا تمام احساسات و افكار مرا زنانه قرار داد ؟ ! مگر نه اين‌كه هيچ چيز از مشيت و ارادهء او خارج نيست ؟ از يك سو مىگويد : براى هر چيز جفتى خلق كرديم و از سويى براى خود هيچ جفت مشروعى نمىبينم . از يك سو تلاش مىكنم كه مرد باشم و از يك سو ، آن كسى كه در خانهء دل و روحم ساكن است ، زنى است اسير شده در قالب جسم . از سوى ديگر ، به من اين همه نيروى جنسى داده و از يك سو مجبورم آن را تا آخر عمر سركوب كنم و ناديده بگيرم . گاهى وقت‌ها اين تناقض آن قدر زياد مىشود و گاهى وقت‌ها آن قدر احساس اسارت و سركوفتگى و سركوب شدگى مىكنم كه فكر مىكنم به هر قيمتى شده بايد خانواده‌ام را متقاعد كنم كه به مشكل من تن بدهند و راضى شوند كه من عمل تغيير جنسيت را انجام بدهم . اما دقيقاً در همان لحظه به خودم نهيب مىزنم كه مبادا انجام تغيير جنسيت موجب قهر الهى شود . از خودم مىپرسم چرا خدا نخواسته كه من زن خلق شوم . به خودم مىگويم حكم فقه ، ممكن است براى شرايط اضطرار ظاهراً صحيح باشد ، اما آيا به حقيقت و ماوراى اين جريان نيز توجه كرده است . به همين خاطر فكر مىكنم چقدر نياز دارم از آن بالا مستقيماً به من وحى شود كه چه كارى در حقيقت درست است و كدام راه به صراط مستقيم ختم مىشود . . . بعضى وقت‌ها دوست دارم از زور خستگى به خواب ابدى فرو بروم . . . . . . امضاء م - ش مورد دوم : خانمى به بنده مراجعه كرد كه مىخواست برخى پرسش‌هاى شرعى خويش را با من در ميان گذارد . وى كه قبلًا تغيير جنسيت داده بود به من گفت : من قبلًا شما را در مطب تغيير جنسيت ديده‌ام و با شما گفت و گويى نيز داشته‌ام !
تغيير جنسيت از منظر فقه وحقوق (فارسى) — صفحة 383 | محمد مهدى كريمى نيا