لااقل موجب نارسايى جنسيت گردد . در مواردى ، افراد به دليل اكراه ، ضطرار يا حرج به تغيير جنسيت رضايت مىدهند و در مواردى ممكن است تبديل جنسيت به خاطر استعمال هورمونهاى جنسى يا خود به خود به وجود مىآيد . « 1 » به عبارت ديگر ، آنچه از نظر فقه مهم است اين است كه آيا « تحول و تغيير موضوع » صورت گرفته است يا خير . اينكه سبب تغيير و تبديل چه بوده است ، به صورت مستقيم مورد توجه فقه نيست . اگر به سبب و علت تغيير توجه شده است از آن جهت است كه آيا اين سبب ، جايز بوده يا حرام . آيتالله سيد محمد صدر در اين باره مىگويد :
سزاوار است به اين مطلب توجه شود كه آنچه از نظر فقه مهم است ، مسألهء تحول ( تغيير جنسيت ) است ، و اينكه سبب آنچه بوده ، از نظر فقه مهم نيست . گاه تغيير جنسيت به وسيلهء عمل جراحى صورت مىپذيرد ، همانطور كه در عصر كنونى اين گونه است و گاه تغيير به وسيله استفاده از غذاى معين حاصل مىشود ، و يا از طريق سحر يا معجزه و يا از طريق هر سبب ديگر . « 2 » تغيير و تبديل جنسيت كه به روشهاى گوناگون پديد مىآيد ، اثر وضعى و تكليفى خويش را به جاى خواهد گذاشت . اثر وضعى عبارت است از خروج اين بيمار ، از جنس سابق ، و الحاق او به جنس لاحق . براى مثال ، اگر قبلًا مرد بوده ، از گروه مردان خارج شده و جزو زنان محسوب مىشود . اثر تكليفى عبارت است از اينكه وى بايد براساس جنسيت جديد ، وظايف و تكاليف شرعى خويش را انجام دهد و انجام تكاليف جنس سابق ، منتفى است . « 3 » پس از بيان مطالب فوق به عنوان « طرح بحث » اكنون در ضمن چند فصل ، مسأله جواز يا عدم جواز تغيير جنسيت را پى مىگيريم . در فصل اول جواز يا عدم جواز تغيير
هامش
( 1 ) . سيد محمد صدر ، منهج الصالحين ، ج 3 ، ص 643 - 645 ، مسألهء 3704 ، 3711 و 3714 .
( 2 ) . سيد محمد صدر ، ماوراء الفقه ، ج 6 ، ص 135 : « ينبغى الإلتفات الى انّ المهم فقهياً فيما يأتى هو « التحول » ، و لكن لا يهم السبب . فقد يكون هو العملية الجراحية كما هو الموجود أحياناً فى عصرنا الحاضر و قديكون سبباً آخر كطعام معين حصل تناوله صدفة او بالسحر او بالمعجزة أو بأى سبب آخر » .
( 3 ) . همان ، ج 6 ، ص 136 .