برخى از اقسام تغيير جنسيت ، عقلايى بوده و برخى ديگر از اقسام تغيير جنسيت ، غير عقلايى است . به عبارت ديگر ، آنچه در عمل واقع مىشود تغيير جنسيت مرد به زن و يا بر عكس و نيز تغيير جنسيت خنثى به مرد يا زن است . اينكه مرد يا زنى خواهان تبديل به خنثى باشند ، عُقلايى نبوده و در عمل هم كمتر اتفاق مىافتد . « 1 » از جهت ديگر نيز ممكن است شخص سالم به خنثى تبديل شود و آن در صورتى است كه عمل جراحى تغيير جنسيت به صورت كامل صورت نپذيرد و از طرف ديگر امكان بازگشت به جنسيت سابق نيز منتفى باشد . از اين رو آيتالله سيد محمد صدر مىگويد :
تبديل ( مرد يا زن ) به خنثى ، اگر چه هيچ گاه به طور طبيعى مطلوب و مورد درخواست بيمار و پزشك نيست ، ولى از نظر فقهى مىتوان آن را فرض كرد ( و به عنوان يك فرع فقهى مورد بررسى قرار داد . ) دليل اين امر آن است كه گاهى عمل جراحى تغيير جنسيت از يك جنس به جنس ديگر به نتيجه نمىرسد و بيمار به جنس سابق خويش نيز باز نمىگردد . در نتيجه ، فرد به خنثى ( و برزخ بين جنس مذكر و مؤنث ) تبديل مىشود كه اصلًا هيچ يك از دو جنس مذكر و مؤنث نيست . « 2 » سيد محمد حسين فضل الله ، معتقد است امكان تغيير جنسيت واقعى وجود ندارد و چنانچه با عمل جراحى ، آلت تناسلى مردى برداشته شود و حفره اى به عنوان مهبل در شكم او تعبيه شود ، در حقيقت به زن تبديل نشده است ، بلكه به خنثى تبديل شده است ، نهايت اينكه علائم و ظواهر زنانه در وى زياد مشاهده مىشود . « 3 » در هر حال ، اگر چه تغيير جنسيت ، داراى حالات و انواع گوناگونى است ، ولى بالاخره اين پرسش ، حد جامع و قدر مشترك همه آن موارد است كه : آيا تغيير جنسيت
هامش
( 1 ) . محمد صدر ، منهج الصالحين ، ج 3 ، ص 642 .
( 2 ) . سيد محمد صدر ، ماوراء الفقه ، ج 6 ، ص 133 : « والتحول إلى الخنثى وإن لم يكن مطلوبا و لا مقصوداً بطبيعة الحال للمريض ولا للطبيب ، و لكن قد يفرض ذلك فقهياً ، من حيث إنّ عملية التحول إلى الجنس الآخر لم تنتج ، فلن يعود المريض إلى جنسه الأول ، وإنما سيصبح خنثى لا بحسب على أحد الجنسين أصلًا » .
( 3 ) . ر . ك : احمد احمد و عادل القاضى ، فقه الحياه ، حوار مع محمد حسين فضل الله ، ص 226 - 227 .