صفحه است كه از يك طرح ظاهراً حدود 200 صفحهاى است . بنابراين ممكن است بعضى از داورىهاى من پاسخ داشته باشد و خوشبختانه فرصت پاسخ هم هست ، وقتى كه پژوهش مركز اين نوشته را به من داد من ترديد داشتم كه آيا يك نظريه است و به عنوان يك نظريه بايد نقد بشود و يا به عنوان بخشى از كتاب بايد نقد بشود . اينها گاهى به هم خلط مىشود و آميختن اين دو صحيح نيست . در نقد نظريه كمتر بايد به دقتهاى عبارتى پرداخت و اگر نقدى هست بايد بيشتر بنيان و بنا و آثار و سابقه داشتن يا نداشتن آن نظريه بحث بشود و اين كه آيا وقتى اجزاى آن كنار هم قرار مىگيرد ، مىتوان گفت نظريه يا نه ؟ ولى اگر به عنوان يك كتاب و رساله و مقاله ارزيابى شود ، افزون بر اين مؤلفهها كه اشاره شد ، نكات ديگرى هم كه گاهى به شكل و ساختار و به مديريت بحث در ورود و خروج و نظم منطقى يا عدم آن مربوط مىشود مورد توجه قرار مىگيرد و چون دقيقاً نمىدانستم بنا را بر آن گذاشتم كه از دو جهت اين نوشته نقد شود
و اما آنچه كه به عنوان ملاحظه به ذهنم رسيده و محضر دوستمان عرض مىكنم ، حتى ترجيح مىدهم برخى از ملاحظاتى كه به توضيح ايشان در همين نشست مربوط است ، اولويت بدهم چون ممكن است شما اين نوشته را نخوانده باشيد و طبيعتاً اشكالاتى كه مطرح مىشود ، به ويژه اشكالات
نشست هاى علمى مركز فقهى أئمه أطهار (ع) (فارسى) — صفحة 197
مساهمون: مركز فقه الأئمة الأطهار ( ع )
ص١٩٧