حجت الاسلام عالمى ( نظريهپرداز )
بسم الله الرحمن الرحيم .
پيش از ورود به بحث برخود لازم مىدانم از مسؤولين محترم مركز فقهى ائمه اطهار ( ع ) تقدير و قدردانى نموده و براى مرحوم آيت الله فاضل لنكرانى مؤسس اين مركز علو درجات را طلب نمايم . همچنين از استاد بزرگوارم جناب آقاى عليدوست تقدير و تشكر مجدد كنم چرا كه با شرح صدرى كه داشتند قسمتى از نوشته اينجانب را مطالعه كرده و نظرات و انتقاداتشان را مطرح مىفرمايند .
بحث فرزند خواندگى هم در جوامع غربى و هم در جوامع شرقى اعم از اسلامى و غير اسلامى مطرح بوده و هست و در كتابهاى فقهى نيز مطالبى پراكنده پيرامون اين موضوع بيان شده است . اساساً تا زمانى كه موضوعات فقهى كاملًا واضح نشود نمىتوان احكام مربوط به آنها را به دست آورد ، بنابراين در مورد بحث فرزندخواندگى نيز ابتدا بايد ماهيت فرزندخواندگى براى ما روشن شود و بدانيم چه رابطهاى بين فرزندپذير و فرزندخوانده وجود دارد تا در پرتوى آن به احكام و آثار فرزندخواندگى همچون ارث ، نفقه محرميت ، ولايت و اجازه در نكاح فرزند خوانده و . . . پى ببريم . البته قانونگذار در سال 1353 با ظرافتى خاص از تعبير فرزندخواندگى استفاده نكرده و به جاى آن عبارت « سرپرستى كودكان بدون سرپرست » را به كار برده و اخيراً در لوايح جديد عبارت « كودكان بدسرپرست » هم اضافه نموده است .
نشست هاى علمى مركز فقهى أئمه أطهار (ع) (فارسى) — صفحة 193
مساهمون: مركز فقه الأئمة الأطهار ( ع )
ص١٩٣