اين است كه قلمرو قواعد فقه سياسى در اين طرح محدود ديده شده است . و علت محدود گرفتن فقه سياسى به نظر من تعريفى است كه پيش فرض جناب آقاى شريعتى از خود فقه سياسى است . تعريفى كه ما از فقه سياسى ارائه كنيم طبيعتاً بر تعريفى كه ما از قواعد فقه سياسى ارائه مىكنيم تأثير گذار خواهد بود و به همين دليل مىتوانيم بگوييم كه تعريف و تعيين قواعد فقه سياسى تابعى است از تعريفى كه ما از فقه سياسى مىتوانيم داشته باشيم و به نوبهء خود تعريفى كه ما از فقه سياسى ارائه مىكنيم هويت معرفتى فقه سياسى را به ما نشان مىدهد و در واقع بر اساس آن هويت معرفتى است كه ما براى فقه سياسى قائل هستيم فقه سياسى را تعريف مىكنيم كه من نسبت به اين دو نكاتى را مىخواهم عرض كنم .
برداشتى كه از سخنان جناب آقاى شريعتى در محور اول داشتم كه قواعد فقه سياسى را بر اساس تعريفشان از فقه سياسى تعريف مىكنند ، تعريفى حدأقلى از فقه سياسى است كه اين تعريف هم به نظر من تابعى است از تعريف خود فقه و مىتواند تحت تأثير تعريف ما از فقه باشد . سه تعريف به نظر مىرسد كه ما از فقه سياسى بتوانيم داشته باشيم و ارائه كنيم كه در اين بحث ظاهراً يكى از اين تعاريف پذيرفته شده و به عنوان پيش فرض مبناى بحث را تشكيل مىدهد .
آيا فقه دانش حكم است و به تبع آن فقه سياسى دانش حكم است در حوزه سياست ؟ آيا فقه دانش نظريه هم مىباشد
نشست هاى علمى مركز فقهى أئمه أطهار (ع) (فارسى) — صفحة 156
مساهمون: مركز فقه الأئمة الأطهار ( ع )
ص١٥٦