تفسيرى را دارد .
دسته چهارم : رواياتى كه دلالت دارد بر اين كه در برخى از آيات كتاب ، اسم مبارك اميرالمؤمنين على عليه السلام و ائمه مصعومين عليهم السلام ذكر شده بوده است . اين روايات هم در مقام توضيح و تأويل آيات شريفهاند و دلالت ندارد بر اين كه اسامى ائمه عليهم السلام به عنوان جزئى از قرآن بوه و حذف شده است .
دسته پنجم : رواياتى كه دلالت بر ذكر اسامى افرادى از قريش ، در قرآن دارد كه گويا تحريف كنندگان آنها را حذف نموه و فقط اسم ابىلهب را باقى گذاشتهاند .
اين روايات داراى دو اشكال است :
1 - بين خود اين روايات تناقض وجوددارد ، زيرا در برخى از آنها عدد محذوف را هفتاد و در برخى ديگر هفت قرار داده است .
2 - ملاحظه مضامين اين روايات شهادت به كذب آن مىدهد و اصولًا چه وجهى در ميان بوده است كه در ميان اسامى ، اسم ابىلهب محفوظ بماند .
دسته ششم : رواياتى كه دلالت دارد براين كه بعد از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله برخى از كلمات تغيير داده شده است و مكان آنها كلمات و الفاظ ديگرى آورده شده و به تعبير ديگر اين روايات دلالت دارد بر وقوع تحريف هم به زيادت و هم به نقيصه .
اين دسته نيز مخالف با اجماع است ، زيرا مسلمين اتفاق نظر دارند بر اينكه بر قرآن حتى يك حرف هم اضافه نشده است .
دسته هفتم : رواياتى كه در شأن حضرت حجت عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف وارد شده كه آن حضرت بعد از ظهور خود ، مردم را ملزم
دفاع از حريم قرآن (فارسى) — صفحة 61
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٦١