توضيح دهيم :
اما توضيح جهت اول :
در سند بسيارى از اين روايات احمد بن محمد « سيّارى » است كه به تعبير رجال شناسان « فاسد المذهب » و « ضعيف الحديث » است و نجاشى « 1 » او را متهم به غلوّ مىكند و ابن غضائرى او را متهالك و منحرف معرفى نموده است . « 2 »
از افرادى كه در سند اين روايات قرار گرفتهاند « يونس بن ظبيان » است كه در مورد او گفته شده است :
بسيار ضعيف است و در كتب او تماماً خَلْط وجود دارد .
و ابن غضائرى او را غالى و كذّاب و جاعِلُ الحديث معرفي نموده است . « 3 »
سومين فردى كه در سند اين روايات قرار گرفته است على بن احمد كوفى است كه مؤلفين رجال او را ضعيف و فاسد الرّوايه و حتى از جمله عُلاةِ منحرف معرفى نمودهاند . « 4 »
بنابراين ، روشن مىشود افرادى كه ناقل و مبيّن اين روايات هستند از ضعفاء مىباشند و روايات آنان اعتبارى ندارد .
علاوه بر آنچه گفته شد بايد توجه كنيم كتبى كه اين روايات در آنها آمده است غالباً خالى از اعتبار و حجيّت است .
الف : برخى از اين روايات از رسالهاى منسوب به سعد بن عبداللَّه اشعرى گرفته شده است كه اين رساله به نعمانى و سيد مرتضى هم نسبت داده شده است و بنابراين واضع و مؤلف آن روشن نيست و احدى از رجال علم حديث آن را معتبر نشمردهاند .
هامش
( 1 ) . رجال نجاشى ، ص 58 .
( 2 ) . قاموس الرجال ، ج 1 ، ص 403 .
( 3 ) . خلاصة الرجال ، ص 266 .
( 4 ) . دراسات في الحديث و المحدثين ، ص 198 .