ثُمَّ الْصَقْ بِذَوِي الْمُرُوءَاتِ وَ الْأَحْسَابِ وَ أَهْلِ الْبُيُوتَاتِ الصَّالِحَةِ وَ السَّوَابِقِ الْحَسَنَةِ ثُمَّ أَهْلِ النَّجْدَةِ وَ الشَّجَاعَةِ وَ السَّخَاءِ وَ السَّمَاحَةِ فَإِنَّهُمْ جِمَاعٌ مِنَ الْكَرَمِ وَ شُعَبٌ مِنَ الْعُرْفِ .
از لشكريان خود كسى را به فرماندهى قرار ده كه در نزدت نسبت به خدا و پيامبر و امامت از همه خيرخواهتر و پاكدلتر و عاقلتر باشد ؛ كسانى كه دير خشم مىگيرند و عذرپذيرترند و نسبت به ضعفا ، مهربان و در برابر زورمندان ، گردنفراز ؛ كسانى كه مشكلات ، آنها را به زانو در نمىآورد .
سپس با ارباب مروّت و صاحبات مكرمت به جوش و با افراد باشخصيّت و اصيل و خاندانهاى صالح و خوشسابقه الفت بگير و آنگاه با مردمان شجاع و سخاوتمند و افراد بزرگوار ؛ چرا كه آنها كانونهاى كرم و مراكز نيكى هستند .
وظايف رهبر در مقابل فرماندهان سپاه اسلام
على عليه السلام هرگز مسألهاى را تنها از يك جهت و به صورت يك بُعدى نگاه نمىكند ، بلكه همواره ابعاد گوناگون مسائل را در نظر مىگيرد . اگر از ديدگاه وى وظايف و شرايط و خصلتهايى براى سپاه اسلام و بهويژه فرماندهان تعيينشده ، وظايفى هم كه والى و رهبر يك جامعهء اسلامى نسبت به ارتش و فرماندهان دارد ، از نظر دور نمانده است .
بر اساس آنچه كه در منشور جاودانهء على عليه السلام مطرح شده است ، رهبر نيز در مقابل فرماندهان سپاه وظايفى دارد كه اهمّ آنها به طور خلاصه از اين قرار است :
1 . مهربانى همهجانبه با فرماندهان ، همچون مهربانى پدر و مادر