واگذارد ، امّا شنيدن جواب ردّ ، مؤيّد اين است كه رسالتِ رسول خدا و از جمله نصب جانشين ، از همان آغاز بعثت ، برنامهاى الهى داشته و در اختيار وى نبوده است : « 1 »
« وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ يُوحَى » . « 2 »
سخن از سر خواهش نگويد . نيست جز وحىى كه وحى مىشود .
مهمترين نقشِ دينى امام
آن چه در پيش گفتهها ، به گونهء اجمال ، بدان اشاره شد ، اين است كه بر پايهء باورهاى شيعه اماميّه مسئله امام و امامت - امام به معناى جانشين پيامبر و امامت به معناى جانشينى پيامبر در امور دنيوى و اخروى مسلمانان - بزرگترين مسئلهء مورد اختلاف مسلمانان و در واقع ، بنيادِ ديگرِ اختلاف نظرهايى است ، كه به وجود آمده است .
مباحث سياسى و نظريّه سياست ، جز مسئله امامت و خلافت نبوده و نيست .
شيعيان رهبرىِ جز نوع خدايى آن را نپذيرفته و امامت را همانندِ نبوّت ، منصبى الهى بر اساس وجود خصايص برتر ، در شخص امام مىدانند ؛ يعنى به همانندى امامت و نبوّت ( / تَشَاكُلُ النُّبُوَّة و الإمَامةِ ) قايلاند . و اگر برخى از صحابه را تخطئه مىكنند نه از آن روست ، كه رأى شخصى خود را به كار بردهاند ؛ بلكه از آن روست ، كه آنها در تعارض با كتاب خدا ( قرآن ) و سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله اقدام به اجتماع در سقيفه كرده ، و بر خلاف تعيينِ قبلى پيامبر صلى الله عليه و آله در غدير خم ، كه على عليه السلام را به جانشينى خود به فرمانِ خداوند برگزيده بود ، ديگرى را كه
هامش
( 1 ) . تاريخ صدر اسلام ( عصرِ نبوّت ) .
( 2 ) . نجم ، آيات 3 و 4 .