سرنوشت مسلمانان مسلّط كرد . و امّا پيامبرِ برگزيدهء خداوند هيچ طرحى براى آينده اسلام نداشت و كار را يكسره به ديگران واگذارد ، تا هر كه را خواهند برگزينند ؟ آيا نبايد در سخنِ خداوند تأمّل كرد : « فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ » ؟ ! « 1 » و آيا نبايد سخنِ اميرِ سخن را سوگمندانه تكرار كرد و گفت :
فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ ؟ وَ أَنَّى تُؤْفَكُونَ وَ الْأَعْلامُ قَائِمَةٌ ، وَ اْلآيَاتُ وَاضِحَةٌ ، وَ الْمَنَارُ مَنْصُوبَةٌ ، فَأَيْنَ يُتَاهُ بِكُمْ ! وَ كَيْفَ تَعْمَهُونَ وَ بَيْنَكُمْ عِتْرَةُ نَبِيِّكُمْ ! وَ هُمْ أَزِمَّةُ الْحَقِّ ، وَ أَعْلامُ الدِّينِ ، وَ أَلْسِنَةُ الصِّدْقِ ! فَأَنْزِلُوهُمْ بِأَحْسَنِ مَنَازِلِ الْقُرْآنِ ، وَ رِدُوهُمْ وُرُودَ الْهِيمِ الْعِطَاشِ . « 2 »
مردم ! كجا مىرويد ! و چگونه از راه بازتان مىگردانند ؟
در حالى كه پرچمها افراشته است ، نشانهها به روشنى شناخته است و برجهاى راهنما برپاداشته است ، چگونه به بىراههتان مىكشند ؟ و چرا بايد حيران وسرگردان باشيد در حالى كه عترت پيامبر در ميان شمايند . آنان كه حق را زمام ، دين را پرچم و راستى را زباناند . پس بايد در بهترين منازل قرآن جاىشان دهيد و چونان اشتران تشنه ، به سرچشمهء علوم و معارفشان هجوم آريد .
2 - پيامبر صلى الله عليه و آله خود ، به خوبى مىدانسته است ، كه اختيار تعيين و نصب جانشين را ندارد و با ميل و ارادهء شخصى خود نمىتواند ، براى پس از خود ، رهبر تعيين كند . به تعبير ديگر ، رسول خدا مىدانست كه تعيين جانشين ، انحصاراً ، در عهدهء ارادهء الهى است و پيامبر تنها مأمور ابلاغ اين ارادهء الهى بوده است : « يأَيُّهَا
هامش
( 1 ) . يونس ، آيهء 35 .
( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبه 87 .