تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حماة الوحي (پاسداران وحى) (فارسى) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧

شهادت امام در جهان اسلام دو تأثير اساسى گذاشت

نخست : تأثير نزديك‌تر ، كه از همان عصرِ عاشورا آشكار شد ؛ از همان هنگام كه اهل بيت آن حضرت را به سوى كوفه و سپس ، از كوفه به شام به اسارت بردند . گوييا خواست خداوند همين بود ، كه حسين عليه السلام و يارانش در يك نبرد خونين و نابرابر از جام شهادت سرمست عشق الهى شوند و خون پاك‌ِشان در سرزمين نينوا ريخته شود ، تا زينب كبرى دختر بزرگوار على عليه السلام و زين‌العابدين على بن الحسين عليه السلام بتوانند در كوفه و شام نقاب از چهره زشتِ دسيسه‌هاى باند اموى برگيرند و آل ابوسفيان را ، كه به دروغ ادّعاى مسلمانى داشتند و با پوشش اسلام ، به تلافى پيروزى اسلام بر جاهليت و شرك قريش ، به جنگ اسلام برخاسته بودند ، رسوا كنند ، و از ماهيّت هيئت حاكمه و مردم عصرش پرده بردَرند . امير كوفه را ، در كاخ فرماندارى ، در مسند قدرت و در اوج پيروزى ، تحقير كنند . و حاكمِ « منافق دارُ الامارهء دمشق » را رسوا سازند . و شكست مفتضحانهء او را در نيل به هدف‌هاى پليدى كه در سر داشت در پايگاه قدرتش به او اعلام كنند . و به فرزندِ كودن و پلشت معاويه بفهمانند كه او و پدرانش ، حقيرتر از آن‌اند ، كه بتوانند نام نيك خاندان محمّد را محو كنند و وحى و رسالت او را نابود سازند . و ننگِ كشتنِ حسين بن على عليه السلام را از دامان خود پاك كنند و در نهايت ، با سخنان شورانگيزِ خود بزرگترين شاهكار ادبى و سياسى و اجتماعى را بيافريند . « 1 »
هامش
( 1 ) . درست است كه خداوند خود نگهدار و نگهبان آيين خويش است : « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذّكْرَ وَ إِنَّا لَه‌ُو لَحفِظُونَ » ؛ بىگمان ما خود قرآن را فرو فرستاده‌ايم و به يقين ما نگهبان آن خواهيم بود » ( حجر ، آيهء 9 ) . و مىدانيم دست قدرت هيچ بشرى ياراى خاموش كردن اين نور الهى را ندارد . « وَيَأْبَى اللَّهُ إِلآَّ أَن يُتِمَّ نُورَه‌ُو وَلَوْ كَرِهَ الْكفِرُونَ » ؛ و خداوند جز اين نمىخواهد كه نورش را كمال بخشد هر چند كافران نپسندند » ( توبه ، آيهء 32 ) . و اما نبايد فراموش كرد كه جهانى كه در آنيم سراى علل و اسباب است و خداى سبب‌ساز ، سنّتش بر اين است كه از طريق سبب‌ها ، جهان را تدبير كند . همچنان كه امام صادق عليه السلام فرمود : « ابَى اللّهُ انْ يُجْرِي الاشيَاءَ إلّابِالاسْبَابِ ؛ و خدا جز اين نخواسته است كه كارها رابه وسيلهء سبب‌ها انجام دهد » ( بحار الانوار ، ج 92 ، ص 90 ) . در نگهدارى و نگهبانى آئين خود نيز ، اين سنت و روش رابه كار برده است ؛ يعنى هم چنان كه حضرت محمد صلى الله عليه و آله سبب پيدايش اين دين الهى است و قلب پاك او ظرف پذيراى اين پيام جامع و جهانى است و او وسيلهء ابلاغ آن به جهانيان است ، امامان اهل بيت عليهم السلام نيز ، به لحاظ موقعيت امامت‌ِشان پس از رسول خدا صلى الله عليه و آله خواه با صلح‌شان ، خواه با جنگ و شهادت‌شان ، عهده‌دار نگهدارى و نگهبانى از اين رسالت الهى هستند و اين خود سِرِّ خاتميّت آن حضرت است . و در اين راه نقش ابا عبداللَّه ، حسين بن على عليه السلام ، به لحاظ پيچيدگى شرايط و نقشه‌هاى شوم بنىاميّه و نفاق و شيطنت آن‌ها ، برجسته‌تر است . از اين رو برخى از بزرگان گفته‌اند : « اسلام مُحَمّدِىُّ الْحُدُوثِ وَحُسِينىُّ الْبَقَاء است » .