تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حماة الوحي (پاسداران وحى) (فارسى) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
اويند ، و فراخوانانِ به بهشت و پيشوايان به سوى آن ، و راهنمايان به آن ، تا روز رستاخيز . 4 - حمزة بن طيّار گويد : پاره‌اى از خطبه‌هاى امام محمّد باقر عليه السلام را به ابو عبداللَّه امام صادق عليه السلام عرضه كردم تا رسيد به جايى كه فرمود : دست نگه دار و خاموش باش ، و آن گاه فرمود : ( إِنَّهُ ) لا يَسَعُكُمْ فِيمَا يَنْزِلُ بِكُمْ مِمَّا لا تَعْلَمُونَ إِلّا الْكَفُّ عَنْهُ وَ التَّثَبُّتُ ، وَ الرَّدُّ إِلَى أَئِمَّةِ الْهُدَى حَتَّى يَحْمِلُوكُمْ فِيهِ عَلَى الْقَصْدِ ، وَ يَجْلُو عَنْكُمْ فِيهِ الْعَمَى ، وَ يُعَرِّفوكُمْ فيهِ الْحَقّ ، قَالَ اللَّهُ تَعَالَى : « فَسَلُوا أَهْلَ الذّكْرِ إِن كُنتُمْ لَاتَعْلَمُونَ » « 1 » ، « 2 » . در آن چه به شما مىرسد ( حوادثى كه براى شما رخ مىدهد ) و دربارهء آن چيزى نمىدانيد ، چاره‌اى نيست ، جز آن كه از اقدام به آن باز ايستيد و شتاب نورزيد ، و براى فهم آن به امامانِ هدايت ، رجوع كنيد ، تا مرادِ از آن را ، براى شما ، آشكار كنند و كورىِ گمراهى را از پيشِ روىتان بردارند ، و حقيقت را ، به شما ، بشناسانند . خداى تعالى فرمود : « اگر خود نمىدانيد از اهل ذكر بپرسيد » . « 3 »
هامش
( 1 ) . نحل ، آيهء 43 . ( 2 ) . همان ، ص 25 ؛ به نقل از اصول كافى ، ج 1 ، ص 50 . ( 3 ) . « اهْلُ الذِّكر » متخصّصانِ قرآن‌اند . قرآن كريم نيز - مانند هر چيز مهمّ ديگر - متخصّصانى دارد كه رجوع به آنان براى فهم قرآن - فهم تأسيسى يا تأكيدى - ضرورى است . اين متخصّصان و قرآن شناسان راستين را خود قرآن كريم معرّفى كرده است : « فَسَلُواْ أَهْلَ الذّكْرِ إِن كُنتُمْ لَاتَعْلَمُونَ » ؛ دربارهء هرچه از قرآن نمىدانيد - يا نياز به دانستن بيش‌تر داريد - به اهل ( متخصّصانِ ) قرآن رجوع كنيد و از آنان بپرسيد و جويا شويد » . و اين متخصّصان به ناگزير بايد معصوم باشند ، يعنى پيامبر يا امام ؛ چرا ؟ براى اين كه قرآن كتابى است كه به نصّ خود قرآن در آن اختلافى نيست ، پس كسانى هم كه قرآن مىفرمايد براى توضيح آيات نادانسته - يا مورد بحث و نظر - به آنان رجوع كنيد بايد كسانى باشند كه در ميان آنان و مجموعهء تعاليم آنان اختلافى وجود نداشته باشد ، و داراى مكتب‌ها و مذهب‌ها و مشرب‌هاى مختلف نباشند ؛ و چنين كسانى فقط معصومانند ؛ زيرا به شهادت تجربهء تاريخى ، ميان همهء دانشمندان اسلامى ( متكلمان ، فيلسوفان ، فقيهان ، مفسّران ، معلّمان اخلاق و سلوك ، عالمان سياست و اقتصاد . . . ) ، و در رشته‌هاى مختلف علوم اسلامى ، همواره اختلاف نظر وجود داشته است و دارد ؛ پس اگر مقصود از « اهل ذكر » مطلق عالمان اسلام باشند ، قرآن كريم خود ، خود را نقض كرده است ، زيرا اگر صاحبنظران مختلف ، مرجع تبيين قرآن باشند ، اختلاف نظرها به قرآن كريم و آيات معارف و آيات احكام و ديگر مرادها و مقصودهاى قرآن سرايت مىكند ؛ چنان كه كرده است . و اين همه اختلاف‌هاى نظرى و عملى كه در ميان اهل قبله وجود داشته است و دارد ، براى عدم رجوع - يا عدم رجوع تام - به « اهل ذكر » است و به تعبير علّامه طباطبايى : « تحميل آراء فنّى و صناعى خود بر قرآن كريم » است : ( اجتهاد و تقليد در فلسفه ، ص 102 ) .