و أمّا ما إذا اعتضد بما كان دليلا مستقلا في نفسه ، كالكتاب و السنة القطعية ، فالمعارض المخالف لأحدهما إن كانت مخالفته بالمباينة الكلية ، فهذه الصورة خارجة عن مورد الترجيح ، لعدم حجية الخبر المخالف كذلك من أصله ، و لو مع عدم المعارض ، فإنه المتيقن من الأخبار الدالة على أنه زخرف أو باطل ، أو أنّه : لم نقله ، أو غير ذلك « 1 » [ 1 ] .
شرح
نبود و هر دو از حجيت ، ساقط بودند و طبق اخبار علاجيه در عمل به « احد الخبرين » مخير بوديد « 2 » پس شما كه به وسيلهء موافقت احد الخبرين با قياس ، آن را بر ديگرى ترجيح داديد و معينا به آن روايت عمل كرديد « 3 » ، فعل شما عين قياس در دين است .
[ 1 ] - اينك بحث را دربارهء مرجحات خارجى معتبر - قسم سوم - ادامه مىدهيم يعنى : مرجحات خارجى معتبرى كه مؤيد مضمون احد الخبرين است مانند كتاب و سنت قطعيه .
سؤال : اگر احد الخبرين با كتاب يا سنت قطعيه ، موافق باشد « 4 » ، يعنى : كتاب يا سنت ، مضمون آن را تأييد كند ، در اين صورت آيا آن خبر به خاطر موافقتش با كتاب يا سنت بر خبر معارضش راجح و مقدم است ؟
براى بيان پاسخ مسئله ، متذكر مىشويم كه مخالفت با كتاب يا سنت به سه نحو ، متصور است :
1 - گاهى مخالفت يك خبر با كتاب يا سنت به نحو تباين كلى هست .
هامش
( 1 ) - مانند : « اضربوه على الجدار » .
( 2 ) - زيرا در فرض مسئله ، آن دو خبر از تمام جهات ، متكافى هستند - البته صرفنظر از اينكه احدهما با قياس ، موافق است .
( 3 ) - يعنى : آن حجت تعيينى به واسطهء ظن قياسى براى شما مشخص و معين شد و اين فرد اقواى استعمال قياس در دين و ادلهء احكام است .
( 4 ) - و خبر ديگر ، مخالف باشد .