در كلام مرحوم آخوند براى ما روشن نيست . ممكن است كسى بگويد : بالاخره روايات مربوط به بطون قرآن بايد معنا شود و شما كه احتمال اوّل را مورد مناقشه قرار داديد ، ناچاريد كه احتمال دوّم را بپذيريد ، زيرا احتمال ديگرى در روايات بطون وجود ندارد . در پاسخ مىگوييم : در ارتباط با بطون ، احتمال سوّمى هم جريان دارد و آن اين است كه گفته شود : هفت يا هفتاد بطن قرآن به معناى هفت يا هفتاد معنا نيست تا شما بگوييد : اين معانى چه ارتباطى با معناى ظاهر دارد ؟ آيا فقط مقارنت مطرح است يا اين كه اين معانى ، لوازم آن معناى ظاهرِ مستعمل فيه مىباشند ؟ خير ، كلمهء معنا در اين روايات ذكر نشده و اين احتمال وجود دارد كه قرآن داراى وجوه و احتمالات باشد يعنى اين گونه نيست كه قرآن مسألهء صاف و روشنى را در اختيار بگذارد بلكه در ارتباط با معانى آن احتمالات مختلفى جريان دارد و اين شايد يكى از معجزات قرآن باشد كه در ارتباط با معانى آن احتمالات و وجوهى جريان دارد . ظاهراً اين تعبير « ذو وجوه » نسبت به قرآن در بعضى از روايات وجود داشته باشد ، يعنى احتمالات در ارتباط با قرآن زياد است ، لذا گاهى كسانى كه داراى اعتقادات باطل هستند نيز براى اثبات ادعاى خود به آيه يا آياتى از قرآن تمسك مىكنند و آنگونه كه مىخواهند آيه را معنا مىكنند و مطلب خود را به قرآن نسبت مىدهند . اين احتمال داراى مؤيّداتى نيز هست از جمله اين كه : امير المؤمنين عليه السلام عبد اللَّه بن عباس را براى بحث با گروهى منحرف فرستاد و به ايشان فرمود : « در مقام احتجاج با آنان ، به قرآن احتجاج نكن ، زيرا وقتى به قرآن احتجاج كردى و يك معنايى را از قرآن گرفتى ، شايد آن شخص منحرف بگويد : معناى آيه چيزى نيست كه تو مىگويى بلكه چيزى است كه من مىگويم ، دلالت قرآن برآن معنايى كه تو مىخواهى خيلى بيّن و روشن نيست تا بتوانى خصم را با آن مجاب كنى .
بايد به يك حجّت واضح و روشن اتّكاء كنى تا بتوانى خصم را از پا درآورى . ولى قرآن ، چون احتمالات در آن جريان دارد - هرچند كه مبناى استدلال شما هم برآن مراد
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 343
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٤٣