پاسخ كلام فوق
اين بيان ، بنا بر هر دو تقدير ، جوابش روشن است : اوّلًا : ما در خارج مىبينيم در قرآن ، مشترك لفظى وجود دارد ، « قروء » در آيهء شريفهء ( المطلّقات يتربّصنَ بأنفسهنّ ثلاثة قروء ) « 1 » ، جمع « قُرْء » است و « قُرْء » از الفاظ مشتركى است كه براى دو معناى متضادِّ « طُهر » و « حيض » وضع شده است .
كلمهء « عين » در قرآن كريم استعمالات فراوانى دارد ، ( لهم أعْيُن لا يُبْصرون بها ) ، « 2 » ( فيها عين جارية ) « 3 » . بنابراين چيزى كه در قرآن وقوع دارد ديگر جاى بحث نيست . و اين جواب ، بنا بر هر دو تقدير مطرح است ، چه همراه با مشترك لفظى قرينه باشد يا نباشد . ثانياً : ادلّهاى كه اينان ذكر كردهاند باطل است : كسى كه مىگويد : « اگر مشترك لفظى بدون قرينه باشد ، اجمال لازم مىآيد و اجمالگويى با قرآن تناسب ندارد » اين ، اجتهاد در مقابل نصّ است . خود قرآن مىگويد :
« يك سلسله از آيات من جزء متشابهات است » متشابهات همان مجملات است كه غرض به اجمال تعلّق گرفته است و مراد اين نبوده است كه هدف به طور كلّى مطرح شود . و اين كه در دليل دوّم مىگويد : « اگر مشترك لفظى همراه با قرينه لفظيه باشد ، لازم مىآيد كه يك معنا ، با دو لفظ بيان شده باشد درحالىكه ممكن بود با يك لفظ بيان شود » جواب اين است كه آنچه به عنوان قرينيت مطرح است اينطور نيست كه تمام فايدهاش همان قرينيت باشد . گاهى انسان قرينهاى را مىآورد كه ضمن اين كه قرينيت دارد ، يك مطلب اساسى را هم بيان مىكند ، مثلًا همين آيهء ( لهم أعينٌ
هامش
( 1 ) - البقرة : 228
( 2 ) - الأعراف : 179
( 3 ) - الغاشية : 12