فصل سى و چهارم : چغندر
1806 . امام صادق عليه السلام : خوردن چغندر ، در برابر جذام ، ايمنى مىدهد .
1807 . امام صادق عليه السلام : خداوند ، جذام را از ميان يهوديان برداشت ، بدان سبب كه چغندر مىخوردند و رگها را بيرون مىكشيدند . « 1 »
1808 . امام كاظم عليه السلام : چغندر ، رگ جذام را به كلّى از ميان مىبَرد . هيچ چيز به درونِ گرفتار به بِرسام « 2 » درنيامده است كه همانند برگ چغندر باشد .
1809 . امام رضا عليه السلام : به بيمارانتان ، چغندر ( يعنى برگ آن را ) بدهيد ؛ چرا كه در آن ، درمان است و هيچ بيمارىاى به همراه ندارد و هيچ عارضهاى در آن نيست و خواب بيمار را آرام مىسازد .
امّا از خودِ چغندر بپرهيزيد ؛ چرا كه سودا را تحريك مىكند .
هامش
( 1 ) علّامه مجلسى در شرح اين حديث مىنويسد : مقصود از « قلع عروق ( بيرون كشيدن رگها ) » كه در اين حديث آمده ، بيرون كشيدن رگ از ميان گوشت است ، چنان كه يهوديان ، اكنون نيز اين كار را انجام مىدهند . در برخى از روايتهاى ما هم نهى از خوردن رگ آمده است ( بحار الأنوار : ج 62 ص 211 ) .
( 2 ) بِرسام ، التهابى است كه در پرده ميان كبد و قلب ، عارض مىشود . فارسى مركّب است ، به معناى التهاب سينه و بيمارى سينه است . مورِّث هذيان . معرَّب از بَرسام فارسى است ؛ زيرا « بَر » ، به معناى سينه است و سام ، به معناى بيمارى ، چنانچه سرسام ، بيمارى سر است . و آن را به اصطلاح طب ، ذات الجنب گويند ( لغتنامه دهخدا ) .