فصل بيستم : شنبليله
1666 . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بر شما باد شنبليله « 1 » ، هر چند همسنگ طلا فروخته شود .
1667 . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : به شنبليله درمان بجوييد . اگر امّت من مىدانستند كه شنبليله برايشان چه سودهايى دارد ، با آن درمان مىكردند ، هر چند همسنگ آن ، طلا مىدادند !
1668 . امام كاظم عليه السلام : براى درمانِ بادِ شابكه و حام « 2 » و سردىاى كه مفاصل را در
هامش
( 1 ) شنبليله گياهى است داراى دانههاى زرد . براى درمان ، از آن استفاده مىگردد و كاشته و خورده مىشود . براى درد سينه ، سرفه ، نفَستنگى ، بلغم ، بواسير و دردِ : پشت ، كبد و مثانه ، و براى تقويت توان جنسى سودمند است ( تاج العروس : ج 1 ص 439 ) .
( 2 ) علّامه مجلسى در شرح اين حديث ، چنين آورده است : گويا مقصود از « شابكه » ، بادى است كه ميان پوست و گوشت ، رخ مىنمايد و آنها را به هم پيوند مىزند ، يا مقصود ، بادى است همانند قولنج كه در پشت و جاهاى ديگر ، رخ مىنمايد و در نتيجه انسان نمىتواند حركت كند .
براى واژه « حامّ » ، معنايى سراغ نداريم . گويا اين واژه ، « خامّ » ( با حرف خ ) است ، به معناى بلغم خام كه هنوز به پختگى نرسيده است . شايد هم مقصود از آن ، بادى است كه پيوسته در بدن شخص جاى گرفته باشد ، برگرفتهشده از « حام الطير على الشىء » ، يعنى پرنده در جايى مسكن گرفت .
درباره « ابرده » ، فيروزآبادى مىگويد : « سردىاى در درون است » . نيز در النهاية گفته است : « ابرده ( با كسره همزه و راء ) بيمارىاى است شناختهشده كه از چيرگى برودت و رطوبت بر طبع ، حاصل مىآيد و