ب شادابى چهره
1160 . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : برادرم عيسى ، از شهرى گذر كرد كه در آن ، مرد و زنى به يكديگر فرياد مىكشيدند . پرسيد : « شما را چه شده است ؟ » .
[ مرد ] گفت : اى پيامبر خدا ! اين ، زن من است و او را مشكلى نيست . زنى درستكار است ؛ امّا دوست دارم از او جدا شوم .
گفت : « به هر حال ، به من بگوى كه او را چه مىشود ؟ » .
[ مرد ] گفت : بىآنكه كهنسال باشد ، چهرهاش بىطراوت است .
گفت : « اى زن ! آيا دوست دارى ديگر بار ، چهرهات پُرطراوت شود ؟ » .
[ زن ] گفت : آرى .
به او گفت : « چون غذا مىخورى ، از سير شدن حذر كن ؛ زيرا اگر غذا بر سينه سنگينى كند و از اندازه افزون شود ، طراوت چهره از ميان مىرود » .
آن زن ، چنان كرد و ديگر بار ، چهرهاش طراوت يافت .