تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه احاديث پزشكى (فارسى) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥

فصل سيزدهم : دستگاه تناسل و دفع ادرار

13 / 1 اشاره به حكمت نهفته در آن

980 . امام صادق عليه السلام خطاب به مفضّل بن عمر : اى مفضّل ! در اين بينديش كه چگونه آلت‌هاى آميزش در مرد و زن ، به‌گونه‌اى همخوانِ اين كار ، قرار داده شده است . براى مرد ، آلتى انبساطپذير قرار داده شده كه دراز مىشود تا نطفه به زهدان برسد ؛ چه اين كه مرد ، بدان نياز دارد كه آب خويش در ديگرى بيفكند . براى زن هم ظرفى گود آفريده شده تا هر دو آب را در خود ، جاى دهد و فرزند را در درون خود بپذيرد ، گنجايش او را داشته باشد و او را حفظ كند تا زمانى كه استحكام يابد . آيا اين ، برخاسته از تدبير خدايى حكيم و پُر مهر نيست ؟ از آنچه برايش انباز مىگيرند ، پيراسته و فراتر باد ! . . . چه كسى گذرگاه پيشاب و مدفوع را خودْ جمع‌شونده قرار داد تا آنها را مهار كند و نگذارد پيوسته در جريان باشند و زندگىِ انسان را بر او تباه سازند ؟ چه اندازه نعمت از اين دست را هر شمارنده‌اى مىتواند در شمار آورد ؟ . . . اگر آلت تناسلى مرد ، هميشه سست و فروهِشته بود ، چگونه مىتوانست به ژرفاى زهدان برسد تا در آنجا نطفه را خالى كند ؟ و اگر نيز هميشه در حالت نعوظ بود ، چگونه مرد مىتوانست در بستر ، از اين پهلو بدان پهلو بچرخد و يا در حالى كه چيزى پيش آمده در جلو او هست ، در ميان مردم راه برود ؟ چنين چيزى ، افزون بر زشتى چشم‌انداز ، تحريك شهوت را در زن و مرد ، در همه وقت ، در پى مىآورد . بدين سان ، خداوند جلّ اسمه تقدير كرد كه بيشتر آن در همه اوقات ، به چشم نيايد و از آن ، دشوارىاى بر مردان تحميل نشود ؛ بلكه خداوند در آن نيرويى قرار داد كه به گاه نياز ، راست شود ؛ چرا كه او خود تقدير كرده كه استمرار و ماندگارى نسل ، از رهگذرِ آن باشد .